جلسه ۱۸۱
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۱
12تلمیذ: پس فنا یک امر ثبوتی نیست یک امر اثباتی است؟
استاد: احسنت، اثباتی است، لذا عرض بنده همیشه این بود که عارف از جهل به علم عبور میکند نهاینکه چیزی اضافۀ بر او میشود ولی فقط انکشاف است منتها در این انکشاف آدم سرویس میشود! اینهم هست! اثباتی که اعتبار باشد نیست، این بهواسطۀ حرکت جوهری که در ذاتش پیدا میکند این مراتب اثبات یکییکی برایش منکشف میشود. بله، همینطور است. والاّ تمام اشیاء همه فانی هستند؛ به خدا و پیغمبر، بین فنای پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و فنای شمر هیچ فرقی نمیکند. هردو یکی است. چه فرقی میکند؟! منتها از نظر اثبات برای پیغمبر روشن میشود ولی برای شمر روشن نمیشود والاّ بهاندازۀ سر سوزنی تفاوت نیست.
همۀ حالات عارض بر اولیاء خدا از اثرات وجود علم
تلمیذ: همۀ حالات که برای اولیاء خدا عارض میشود اثرات فقط همین وجود علم است؟
استاد: فقط علم است فقط علم است.
تلمیذ: پس چیزی اضافه و کم نمیشود؟
استاد: هرچه هست علم است شما غیر از علم چه میخواهید بگویید که میفرمایید: چیزی اضافه و کم نمیشود؟! اصلاً مرتبۀ تجرد یعنی مرتبۀ علمی؛ هرچه که وجود بالاتر برود جنبۀ تجردی؛ جنبۀ علمیاش بیشتر میشود تا بهجایی که دیگر صورت ندارد فقط معنای تنها بهنحو تفصیل میماند باز از آن تفصیل برمیگردد بهنحو ابهام میشود باز از ابهام بالاتر میروید دیگر در آنجا خود معنای تنها هست و چیزی نیست باز از آنجا بالاتر میروید دیگر معنایی هم نیست بلکه در آنجا بهاء محض است بعد همینطور این مراتب یکییکی پایین میآید و شکل میگیرد؛ شاخ و برگ و فلان پیدا میکند بعد آقای حاج شیخ ... میشود!
تلمیذ: پس خودِ این کجاست؟!
استاد: اینهم این وسطهایش است!
تلمیذ: کاملاً جدا از خدا نیست ... مثلاً حضرت میفرمایند که این جدای از خدا نیست؛ جدای از خدا نیست یعنی همان خودش است؟!
استاد: بله خودش است.
تلمیذ: پس جدا هم نیست؟!

