جلسه ۱۷۹
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۹
8بلکه صورت معقولۀ او در ذات است نهاینکه صورت محسوسۀ او که بهواسطۀ حواس باشد. یعنی علم احساسی از او منتفی است. یعنی اگر بهاصطلاح بخواهیم یک تصویر درستی انجام بدهیم این صورت خارجی که اشیاء دارند و این صورت در ذهن ما میآید، این صورت منظور اینها نیست بلکه این صورت یک حقیقت دقیقتر و لطیفتری دارد که آن صورت، معلول برای آن صورت که همان حقیقةالشیء در خارج است میباشد که آن، علم پروردگار است نه این صورت ظاهری که در آینه میافتد و میبینیم.
فَهو مَذهبٌ لِفرفوریوس أعظمُ تَلامیذِ المُعلِّمِ الأوَّل و قد تَکَلَّمنَا عَلی مَذهَبِهِ و عَسی أنْ یَکونَ مُرادُه مَا سَنَذکُرُ مِنَ العقلِ البَسیطِ إنْ شَاء الله.1
این مذهب فرفوریوس ـ از اعظم تلامذۀ معلم اوّل ـ است و ایشان اینطور فرمودند و ما به مذهب ایشان صحبت کردیم و إنشاءالله در بحث عقل بسیط خواهیم گفت که نحوۀ اتحاد عقل بسیط با اشیاء خارجی و اتحاد او با عالِم به چه کیفیت است؛ شاید مراد ایشان همانی باشد که ما [میگوییم].
و دُونه أیْ دُونَ الاتحادِ مَعَ المَعقولِ و لکن مَعَ العِینِیَّة لِلذّاتِ الوَاحدةِ البسیطةِ غَایة البساطة.2
حالا اگر علم با آن معقول متحد نباشد آن علم عین ذات است معقول در مرحلۀ تفصیل جدا است اما آن علم پروردگار به این معقول عین ذات واحد بسیط است در غایت بساطت.
فَالذّاتُ هو الإجمالیُ مِن بیانِیة علمٍ أی یَکونُ ذاتُهُ تعالی عِلماً إجمالِیاً و هذا مُنشَعِبٌ علی قَولَین فَإنْ بِکلِّ الأشیاء زُکِن أی إنْ کانَ عِلمُهُ إجمالیاً بِکلِّ الأشیاء الَّتی دُونَه فَهذا القولٌ لِلمُتأخِّرین.3
ذات عبارت از علم اجمالی به اشیاء است؛ ذات خداوند متعال عالم است به علم اجمالی، و این از دو قول منشعب است؛ اگر علم او اجمالی باشد و به همۀ اشیاء تعلق گرفته باشد حتی به عقل اوّل، این یک نوع است. اگر به بعضی باشد آن نوع دیگر است (که در صفحۀ بعد میآید) این قول متأخّرین است.
- . منظومه، ج 3، ص 581.
- . همان.
- . همان.

