جلسه ۱۷۹
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۹
4تلمیذ: یکوقت تخصص در خودش است و حُب و عشقش میگذارد نادیده بگیرد ولی اگر در معشوق باشد چطور؟! بگوید که او علم دارد من ندارم، او قدرت دارد من ندارم؛ باز هم جدایی و دوگانگی هست؟!
جمال موجب جذب محبت
استاد: اگر در آن طرف باشد اینهم همینطور است. اگر واقعاً نسبت به آن معشوقش عاشق باشد یعنی واقعاً عشق بیاید به یک مرحلهای میرسد که دیگر اصلاً در معشوق علمی نمیبیند. حالا یک بحثی است در اینکه آیا محبت جمال میآورد یا جمال محبت میآورد؟! جاذبههای جمالی که هست، آنطوری که بهنظر من میرسد این است که محبت جمال نمیآورد بلکه جمال است که محبت میآورد و بعد خود محبت موجبِ جمال میشود علیٰ نحوِ دور، یعنی آن موجب جمال میشود و جمال هم موجب محبت میشود و به این کیفیت است.
تلمیذ: جمال ابتدایی لازم است.
استاد: بله، جمال ابتدایی لازم است، حالا آن جمال ابتدایی در چیست؟ آن جمال ابتدایی مظاهر مختلفی دارد؛ یا علم است یعنی شخصی بهواسطۀ علم شخص دیگری به او جذب میشود، یا ایثار و از خود گذشتگی است، یا قشنگی و زیبایی است، یا انفاق است، یا ثروت و مسائل دنیوی و ریاست و اینها است بالأخره جاذبههایی برای جمال باید وجود داشته باشد. البته این ریاسات و امثالذلک موجب جمال نیست و احتمالات بعیدی است که ضمیمه بشود و بعد خود این در طول مدت ازبین میرود اما آنچه را که هست جنبههای حقیقی جمال است؛ فرض کنید زیبایی، علم، ایثار، از خود گذشتگی، لطافت و صاف بودن شخص یا منبابمثال قشنگ هم نیست ولی صاف است، وقتی که به او نگاه میکنید میبینید که چقدر صاف است، چقدر بیپیرایه است. اینها مظاهر مختلفۀ جمال است که موجب محبت میشود. بعد آن شخص در آن محبت شدید میشود و به مرحلۀ عشق میرسد، دیگر اصل آن مظهریت ازبین میرود، نفس آن معشوق باقی میماند، دیگر توجهی به علمش ندارد، توجهی به ثروت ندارد، اگر توجه داشته باشد هنوز گیر است یعنی هنوز در این محبت به آن نقطه نرسیده است. بحث ما آخرین نقطۀ محبت است و بعد عشق میآید بهجایی میرسد که دیگر بین خود و معشوق واقعاً حائل نمیبیند و در اینجا حکایاتی هست. در اینجا حکایاتی هست و مسائل شهودی در اینجا هست که خلاصه اینها مبیّن این معنا هستند و ما این را در فلسفه آوردیم و برهانی کردیم بر اینکه محبت یکی از بهترین و دقیقترین و لطیفترین وسایلی است که جنبۀ دوئیت و غیرت را ازبین میبرد و موجب هوهویّت میشود. موجب اتحاد میشود.

