جلسه ۱۷۸
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۸
7ما مرحوم را فقط نباید به مسلمانها بگوییم! این حکمای بزرگ همۀ اینها مرحوم هستند! شخصی میگفت: مرحوم بوعلی، یکی میگفت که چرا میگویی مرحوم بوعلی؟! اینها خیال میکنند که فقط به مرحوم شیخ باید «مرحوم» گفت! بعضی از ترکها میگفتند: «شیخ مرحوم»! ما پیش شخصی مکاسب میخواندیم که او جاها را عوض میکرد و میگفت: «شیخ مرحوم»! خدا اینطورش کرد! نه آقا! به بوعلی هم باید مرحوم بوعلی بگوییم، مرحوم بوعلی، مرحوم فارابی، مرحوم فلان، همۀ اینها مرحوم هستند. [اینها فقط میگویند:] مرحوم آخوند، مرحوم شیخ و مرحوم سید مثل اینکه از همۀ اوّلین و آخرین این علَم بالغلبۀ برای این سهتا شده است!
تلمیذ: ... انبیا...؟
استاد: جنبۀ اشراقی دارد.
تلمیذ: آن نحوه از اشراقات که عرفا و اولیا خدا داشتند که [این حکما] نداشتند، غالباً افراد ... بودند...
اساس و بنای مکتب افلاطون و سقراط
فرق مکتب ارسطو با مکتب افلاطون و سقراط
استاد: ببینید اینها هم اهل ریاضت بودند آنها برای خودشان افرادی بودند که ... مثلاً همین سقراط جایگاه عبادت داشت؛ برای خودش یک جایی درست کرده بود و کسی را راه نمیداد مثلاً افراد یا شاگردانش باید چه باشند و چه باشند، یک کتاب خیلی مفصل وجود دارد که در احوالات و طرز تربیت و تزکیۀ سقراط نسبت به خودش و شاگردانش است. ما نمیتوانیم بگوییم که همۀ اینها سر خود بوده است بلکه اینها با این علوم و حالات خودشان، خیلی از مسائل خودشان را از باب کشف و امثالذلک میفهمیدند.
اصلاً مسلک افلاطون مذهب کشف است ولی ارسطو که آمد، گفت: ما نمیتوانیم مسائل را بهنحو کشف و امثالذلک برای مردم بیان کنیم بلکه باید اینها را در قالب مردم و به زبان مردم بیاوریم لذا ارسطو مسلک مشّاء را بهوجود آورد که همان مسائل افلاطون و [امثال او] را با فکر، منطق و عقل بیاورد و برهانی کند.
شخصی از آقای مطهری این مسئله را شنیده بود که میگفت:

