جلسه ۱۷۸
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۸
6اتحاد سالک با مراتب وجودیای که طی کرده است
البته خواستم بین فلسفه و عرفان در اینجا یک مزجی بکنم بهخاطر اینکه این قاعدۀ فرفوریوس قاعدۀ بسیار متین و قاعدۀ بسیار حقیقی است، هم در فلسفه و هم در عرفان عملی چنین مسئلهای هست؛ لذا سالک در مراتب وجودی که طی میکند به هر عالمی که میرسد با آن عالم اتحاد برقرار میکند یعنی متحد میشود، واقعاً متحد میشود که این دیگر از اسرار عالم وجود است، این از اسرار [است] که در عین اینکه یک اتحادی در واقع وجود دارد و روی این اتحاد پرده افتاده است، نهاینکه اتحاد بعد برقرار میشود، نه! الآن اتحاد هست ولی روی آن اتحاد پرده افتاده است، درعینحال این پرده باعث میشود هر وجودی خود را مستقل از دیگری ببیند.
عرفان یعنی رفع این پرده و رسیدن به آن اتحاد واقعی و حقیقی. آن اتحاد حقیقی واقعی چیست؟ وجود منبسط است که وجود پروردگار است بنابراین اینکه میگوییم: احاطۀ پروردگار بر اشیاء احاطۀ عِلّی است به این معنا است که احاطۀ اتحادی است چون عیناً و خارجاً متحد است! نترسید! صریحاً بگویید که چون عیناً و خارجاً با همۀ موجودات متحد است به این میگویند: «وحدت وجود و موجود»! وحدت وجود و موجود یعنی اتحاد عینی با همۀ موجودات، چون این اتحاد مؤثر است لذا اطلاع پروردگار بر اشیاء هم اطلاع ولایی است. از این باب است. شما اشکال داشتید؟
تلمیذ: شما قبلاً فرموده بودید که نسبت به اینکه ... وجودی تا حدودی حل شد مسئلۀ دیگر اینکه بنابراین قاعدۀ وحدت وجود و موجود ... دیگر ما بحثی که در عرفان به نام ظاهر و مظهر مطرح است نداریم؟
توضیحی در باب وحدت وجود و موجود
استاد: همان موجود میگوید که ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾1 ما موجود را بهعنوان تعیّن در اینجا میبینیم یعنی آن وجود یک جنبۀ ظهوری در آنجا به خود میگیرد. حالا صحبت در این است که آن جنبۀ ظهوری که این وجود به خود میگیرد آیا او را از این حقیقت وجود جدا میکند و او را از سنخۀ دیگری میکند؟! یا همان وجود واحد است که این جنبه را به خود گرفته است؟! اگر آن وجود واحد باشد لذا هزار جنبه هم به خود بگیرد دوباره دراینصورت از اتحاد که بیرون نرفته است، دوباره همان موجود است که حقیقت این ظهور همانی است که باطن و داخلش هست، آن [باطن] خودش را به این شکل نشان میدهد، خودش را به آن شکل نشان میدهد، خودش را اینطور نشان میدهد و چون عَرَض یک امر مجازی است پس آن امر حقیقی اصل است لذا در اینجا میگوییم: همینکه الآن این موجود به این صورت درآمده است، این به صورت درآمدن، این را از صورت دیگر جدا نکرده است چون باطنش با آن مظهر دیگر اتحاد دارد لذا این دوتا صورت در واقع یکی هستند؛ صورتها تفاوت میکنند ولی آن ذو صورة واحد است، این را وحدت وجود و موجود میگوییم. این مطلب مرحوم فرفوریوس بود.
- . سوره نور (24) آیه 39. معادشناسی، ج 10، ص 34:
«و كسانى كه كفر ورزيدهاند، كردار آنان همچون سرابى است كه در زمين خشك و لم يَزْرعى واقع است.»
- . سوره نور (24) آیه 39. معادشناسی، ج 10، ص 34:

