اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها

جلسه ۱۷۸

توضیحات:

70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۷۸

11
  • الآن قانون گذاشتند که حرف‌های خارجی را عوض کنند! تمام اینها نقشه است که عربی [را عوض کنند]! می‌گویند که نه ما همه را با هم می‌خواهیم عوض کنیم! چون خاطرشان جمع است که لاتین برداشته نمی‌شود و وقتی مردم به هم می‌رسند آن مرسی را می‌گویند! اما مُتشکرم باید برداشته شود! بر فرض هم حرف خارجی را برداشتند، آرزوی بعدی‌شان چیست؟! این عربی باید برداشته بشود! این مهم است حالا خارجی را بردارند به‌جایش فارسی می‌گذارند.

  • وقتی آن قانون را تصویب کردند یک نفر در مجلس بلند نشد بگوید که آقا این خارجی را بردارید اما عربی را بگذارید، این‌همه عمامه‌های سیاه و سفید جمع شدید یک نفر نیامد بگوید! دیگر تصویب کردند که لفظ خارجی باید برداشته شود؛ چه عربی چه غیرعربی! کجا هستند؟! زبان قرآن را بردارید! زبان نماز را بردارید!

  • امسال در همین مدینه با مسئول تلفن و تلگراف که آدم فهمیده‌ای بود یک صحبت پیش آمد، در حرف‌‌هایم یک جمله‌ای را نتوانستم به او بفهمانم و اسمش را نمی‌دانستم [لاتین گفتم] بعد او شروع کرد با من لاتین صحبت کردنٰ، گفتم که شما چرا عربی حرف نمی‌زنید؟! این چه وضعی است برای ملت پیش آمده؟! من سه سال پیش آمدم این‌طوری نبود! دارند عربی را ازبین می‌برند! در همین ایران ما دارند عربی را ازبین می‌برند، این‌همه علمای ما زحمت کشیدند زبان مردم را عربی کنند. بله من یک ایرانی هستم اما هیچ ناسیونالیسم نیستم، به‌اصطلاح سنتی ـ آنها tradition می‌گویند ـ نیستم من اصلاً دنبال این چیز نیستم که تعصبی داشته باشم.

  • گفت که بله این مسئله، خیلی مسئلۀ مهمی است، باید این مسئله تحقیق بشود، پیگیری بشود. آقا این اصلاً دیگر من را رها نمی‌کرد! گفت که من این حرف‌ها را دارم الآن می‌شنوم! اصلاً شما کی هستید؟! من می‌خواهم با شما دوست بشوم! قرار گذاشتیم که شب دیگر که من دوباره می‌خواستم اینجا بیایم و به تهران تلفن کنم [او را ببینم]، آمدم شیفتش عوض شده بود من تب هم داشتم و دیگر حوصله نداشتم که بایستم، تلفنم را زدم و برگشتم و به منزل آمدم.

/ 260