جلسه ۱۷۶
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۶
10صوفیه مثل شیخ عربی و اتباعش [قائل به این قولاند زیرا ایشان] اعیان ثابتهای که لازمۀ برای اسماء تعالی هستند در مقام واحدیت، اینها را علم خداوند قرار دادهاند.
تعریف اعیان ثابته
اعیان ثابته عبارت است از علم حضوری خدا به وجودات تبعی و ظلّی خودش قبل از اینکه وجود به اینها تعلق بگیرد یعنی در حقیقت اینها یک نوع تعلقی نسبت به باری به اعیان ثابته قائلاند درحالیکه هنوز وجود به آنها تعلق نگرفته است.
و هذا أیضاً مزیَّفٌ مِن حیثُ إثباتِهِم شَیئیةً لِلماهِیاتِ و إسنادِهِم الثبوتَ إلیها فی مُقابلِ الوُجودِ مَعَ أنَّکَ قَد عَرفتَ أصالةَ الوُجود و لا شیئیةَ الماهیةِ إلاّ أنْ یَصطَلِحوا أنْ یُطلِقوا الثبوتَ عَلی مَرتبةٍ مِنَ الوجودِ و کَأَنَّهم1 وضَعَوا مُباناً مِن حَقیقةِ الوجودِ مَرتبةً مِنها و قابلوها بها.2
«اینها شیئتی را برای ماهیات اثبات میکنند و ثبوت را در مقابل وجود، به آن ماهیات اسناد میدهند با اینکه اصالت وجود را متوجه شدی و اینکه شیئتی برای ماهیت اصلاً نیست مگر اینکه اصطلاح اینها این باشد که ثبوت را بر یک مرتبه از مراتب وجود در وجود تبعی و ظلّی اطلاق میکنند.» در واقع میتوانیم بگوییم: یک وجود مبهم.
«کانّه یک امر مباینی از حقیقت وجودی را مرتبۀ از حقیقت وجود قرار دادند و آن مرتبه را با حقیقت وجود مقابل قرار دادند»؛ حقیقت وجود عبارت از وجود باری است که یک مرتبۀ ضعیفش همین ماهیات ثابتهای که به آن اعیان ثابته میگویند. اینها را مقابل آن قرار دادند. صحبت در این است که شما هر مرتبهای از مراتب وجود را که بخواهید درنظر بگیرید بالأخره جزء آن وجود هست یا نیست؟! اگر جزء آن است خب باشد، درهرصورت ما باید برای اینها یک وجود ازلی قائل باشیم نمیتوانیم قائل نباشیم. اگر بخواهیم ما به این قضیه دست بزنیم همه چیز ازبین میرود، پس یا باید قائل به معدوم محض بشویم یا باید قائل به وجود محض بشویم. بین این دوتا هیچ حد فاصلی وجود ندارد.
- . در نسخه بدل «کُلّهم» آمده است.
- . منظومه، ج 3، ص 574.

