جلسه ۱۷۴
توضیحات:
69. غرر في علمه بغيره
جلسه ۱۷۴
4استاد: بله.
تلمیذ: دیگر نیاز به برهان تضایف و برهان دیگر مثل کمال نداریم؟
استاد: مرحوم حاجی در اینجا از همین مجرد عاقل [است] آمد [اثبات کرد] لذا ایشان برهان تضایف را قبول ندارد ولی فرض هر مجردی عاقل است از برهان تجرد و امثالذلک [آمده است که] مرحوم صدرالمتألّهین استناد کرده است ولی صحبت در این است که ایشان از راه دیگر وارد شده و گفته است که ما راههای مختلفی برای اثبات مطلوب داریم مگر حتماً باید یک برهان داشته باشیم؟! یعنی بر فرض که ما تجرد را قبول نکردیم؛ تجرد بهنحو اطلاقی را قبول نکردیم دوباره برهان تضایف همین علم به ذات را اثبات میکند. این چه اشکال دارد؟! چه اشکال دارد که ما از براهین مختلفۀ فلسفی به یک هدف و به یک غایت برسیم مثلاً شما از برهان تجرد به این مطلب میرسید از برهان تضایف به این مسئله میرسید از برهان استغناء به این مسئله میرسید از برهان تکامل به این مطلب میرسید. چه اشکال دارد که راههای مختلفی برای اثبات...
تلمیذ: من میخواهم این را عرض کنم که بحث این است که موضوع در تمام اینها اگر خود مجرد باشد که دیگر نیاز به برهان ندارد این برهان دیگر برهان نیست، برهان برای آنجایی است که برای انسان مجهول است ولی وقتی ما فرض کردیم موضوع خودش...
استاد: نه، اگر منبابمثال من اینطور گفتم که حالا مجرد باشد مگر لازم مجرد، علم به ذات است؟
تلمیذ: باید به آنجا برگردیم نباید اثبات کنیم؟!
استاد: نه لازم نیست به آنجا برگردیم، همین را میگوییم که لازم مجرد علم به ذات است به دلیل برهان تضایف. آیا این مجرد معقول هست یا معقول نیست؟ معقولیتش ثابت میشود، نمیشود که یک ذات برای ذات خودش معقول نباشد حالا که معقولیتش هست هر معقولیتی یک عاقلیتی میخواهد یا نمیخواهد؟! میگوییم که عاقلیتی میخواهد، آیا آن عاقلیت در همان رتبه است یا در غیر آن رتبه است؟! میگوییم که در آن رتبه است بنابراین با برهان تضایف ثابت کردیم که هر مضافی یک مضافالیهای میخواهد پس در اینجا در هر رتبه که معقولیت باشد در همان رتبه هم یک عاقلیتی باید آن معقولیت را تعقل کند. بنابراین در اینجا علم ذات به ذات لازم میآید.

