اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۷۴

توضیحات:

69. غرر في علمه بغيره

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۷۴

10
  • در تضایف این‌طور نمی‌بینیم، درست است که پدر و پسر با همدیگر متضایفین هستند ولی این دلالت نمی‌کند که پدر زودتر نباشد، ممکن است پدر زودتر باشد، وقتی حیثیت فرق کند پدر وقتی که پدر است باید قبلاً باشد پسر وقتی که پسر است باید بعداً از پدر بیاید.

  • آیا برهان تضایف اقتضاء می‌کند که قد اینها یک ‌اندازه است؟! وزن اینها هم یک ‌اندازه است؟! علم اینها هم یک ‌اندازه است؟! نه، اینها با همدیگر از یک حیثیت تضایف دارند. چه اشکال دارد؟! یعنی برهان تضایف هیچ‌وقت اتحاد را ثابت نمی‌کند بلکه ارتباط را ثابت می‌کند؛ همین مقدار. بله، قبول داریم که بین معقول و عاقل ارتباط است اما اتحاد هم هست که هر عاقلی معقول است؟! نه، این را ثابت نمی‌کند، عاقلی قبلاً هست و معقولی را برای خودش تصور می‌کند، در آن مرتبه‌ای که تصور می‌کند با همدیگر معیت دارند ولی اتحاد چرا؟!

  • لِأنَّ مَفهومَ المَعقولِ بِالنَّظَرِ إلی مَفهومِ العاقِل مَعقولٌ کَیفَ و المُضافُ أمرٌ مَعقولٌ بِالقیاسِ إلَی الغَیر وَ الغَرَضُ أنَّ المَفهومَین المُتضایِفَین کَما أنَّهما بِمُجرَدِ تَغایِر مَفهومِهِما لا یَقتضیانِ تَکَثُّرَ الوُجودِ و الحِیثیة کَذلِکَ لا یَقتَضی تَکافؤُهِما الاتِحادَ وَ لَا التَکَثّر وَ إن لا یأبَی الاتِحاد بِدَلیلٍ مِن خارجٍ فَتَأمَّل.1

  • «چون مفهوم معقول به ‌نظر به مفهوم عاقل، معقول است»، شما خودتان از معقول یک مفهوم دارید از عاقل یک مفهوم دیگر دارید پس معلوم است اینها باهم دوتا هستند، عاقل یک شخصی است دارای این خصوصیت و معقول یک مفهوم است و یک صورت ذهنیه‌ای است که دارای این خصوصیت است پس معلوم می‌شود بین این دوتا جدایی است، من خودم عاقل هستم صورت ذهنیۀ من یک مسئله دیگر است چرا من عین همان صورت ذهنیه باشم؟!

  • «چگونه است درحالی‌که مضاف یک امر معقولی بالقیاس به غیر است» یعنی غیر این را تعقل می‌کند و «غرض ما این است که این دو مفهومی که متضایف هستند به مجرد تغایر مفهومشان اقتضای تکثر وجود و حیثیت را نمی‌کنند» به‌خاطر اینکه ما در مواردی می‌بینیم بااینکه متضایفین هستند ولی عینیت، عینیت واحد است؛ مثل عالمیت و معلومیت؛ وقتی که شخصی عالم است درعین‌حال معلوم است یعنی اعتلا به آن علمش هم دارد درحالی‌که تکثّرِ وجود ندارند. مثلاً اگر شما علمی به‌دست بیاورید آیا دوتا وجود پیدا می‌کنید؟! سه‌تا وجود پیدا می‌کنید؟! ده‌تا پیدا می‌کنید؟! نه، درعین‌حال که ما واحد هستیم صُور متعدده‌ای را در ذهنمان می‌آوریم، آیا این باعث تکثر است؟! نه، آیا تا یک صورت آمد ما دو تکه شدیم که یک تکه‌مان این‌طرف آمد؟! نه، ما در عین حفظ وحدت خودمان، آن صور معلومه را هم در ذهنمان داریم.

    1. . منظومه، ج 3، ص 566.
/ 0