جلسه ۱۶۹
توضیحات:
66. غرر في أنها متحدة كل مع الأخرى
جلسه ۱۶۹
13حقیقت قرآن اطلاع بر عالم وجود
این تجرد همینطور ادامه پیدا میکند و شما بیشتر به معانی میرسید تااینکه به آن حقیقت قرآن که همان اطلاع بر عالم وجود است دسترسی پیدا میکنید چون وجود خودتان مجرد میشود و به آن عالم...
تلمیذ: پس دراینصورت نفس انسان باعث میشود که با عالم تکوین وحدت پیدا کند نه با حقیقت قرآن...
استاد: بله دیگر.
تلمیذ: در حقیقت قرآن بهعنوان تذکر میشود؟!
قرآن کتاب داستان نیست
استاد: نه، این قرآن هم نشان میدهد. وقتی که شما قرآن را با آن حال بخوانید تازه به عجیب بودن قرآن و به معجزه بودن قرآن میرسید. خیلی برای انسان بهاء و بهجت میآورد. آنوقت تازه ممکن است خیلی چیزها را در آن حالت متوجه نشوید چون حالتان مساعد هست لذا قرآن برای شما یکییکی روشن میکند. اینکه ابنمسعود میگفت: پیغمبر گریه میکردند اینجا بود. یعنی پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم توجهی نداشتند و این قرآن دائماً میآید مذکِّر میشود که فلانجا فلان مسئله هم هست اینها هم هست. حالا اینها از نفس خودش دارد میآید نفس خودش در آن مرتبۀ تجرد و اینها! آنوقت خیلی عجیب است اینجا که خود نفس دارد اینها را انجام میدهد؛ خود نفس برای خودش از باطن خودش میآورد و رو میکند! مثل اینکه شما از مسائلی سرسری میگذرید بعد مینشینید با خودتان فکر میکنید و میگویید: راجع به خودم فکر کنم اشکالاتم چیست؟! چه مسائلی دارم؟! مینشینید فکر میکنید یک ساعت نیم ساعت کمکم میبینید یک چیزهایی یک گرههایی همینطوری کمکم میآیند و برایتان روشن میشود یعنی این خودش میآید این مسائل را برایتان ظاهر میکند؛ مکنون خودش را در دایره میریزد.
بله، پیغمبر هم همینطور بود قرآن که میخواند از آثار وجودی خودش کیف میکرد که چنین خبرهایی این داخل هست! چون قرآن نفس پیغمبر است. تمام عالم هم معلول برای ذات حضرت است ولی اینقدر این لایتناهیٰ است که پیغمبر در مقام نزول دائماً در خودش میبیند که چنین چیزهایی هست! یکهمچنین مسائلی هست و ما تا حالا خبر نداشتیم، اینها چه بود در خودمان!

