جلسه ۱۶۷
توضیحات:
65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد
جلسه ۱۶۷
5هرکه آمد عمارتی نو ساخت *** رفت و منزل به دیگری پرداخت1 ما دو روزی اینجا آمدیم و نوبت این ظهور برای ما در این بُرهه بوده است، برای زیدی که پنجاه سال دیگر میآید ظهور کنز خفی در پنجاه سال دیگر است البته از نظر مادی ولی از نقطهنظر روحانی که در آنجا در ثابتات هست؛ الآن آن زیدی که پنجاه سال دیگر میخواهد به دنیا بیاید ـ همین الآن ـ روحش در ملکوت وجود دارد. همین الآن که صحبت میکنیم روحش هست، [شخصی که] پانصد سال بعدی [باید بیاید] هم الآن روحش در ملکوت وجود دارد و اینها آنجا با همدیگر راز و نیاز دارند سَر و سرّ دارند فلان دارند آنجا باهم محفل دارند و خلاصه باهم آنجا گعده دارند! قبل همینطور، بعد همینطور، تمام اینها در مقام اجمال است ولی در مقام ظهور وقتی که بخواهد به این عالم طبع بیاید یک مسائلی را لازم گرفته است؛ یک جریانی باید بگذرد یک دوری باید بگذرد، زمان بگذرد، نطفهای باشد زنی باشد، مردی باشد، جنین شود، رشد کند، نمو کند تااینکه کمکم آن روح در این قالب مادی بیاید و ظهور پیدا کند والاّ در آنجا که عالم زمان نیست همۀ حقایق بهنحو مستوفیٰ الآن در آنجا وجود دارند.
تلمیذ: شما نسبت به این قضیه فرموده بودید که اینها مطلب ملاّصدرا است: «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء».2
استاد: این بحث «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» یک بحثی است که نیاز به دقت دارد. بعداً خود مرحوم حاجی در بحث نفس این مطلب را بیان میکند. این مطلب را بگذارید در آنجا من هم در آنجا یک اشکالاتی دارم حتی در نظریۀ صدرالمتألّهین و اینها یک مسائلی در آنجا هست که خدمتتان میگویم و این نظر اختصاص به ملاّصدرا هم ندارد بلکه قبل ملاّصدرا هم همینطور بوده است. مولانا هم در اینجا نظرش همین است:
از جمادی مُردم و نامی شدم *** وز نما مردم به حیوان سر زدم3 - . گلستان سعدی، دیباچه.
- . الحکمة المتعالية، ج 8، ص 347.
- . مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۱۸۷ـ جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را.

