اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد

جلسه ۱۶۷

توضیحات:

65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۷

13
  • تلمیذ: پس بنا بر فرمایش شما همۀ افراد غنی بالذات‌اند! بالأخره چون همه از آن باب متصل به حقیقتشان هستند می‌توانیم بگوییم که همۀ علوم لَدُنی است؟

  • استاد: بله منتها چون حجاب داریم پس غنی بالذات نیستیم، بله

  • أَتَزعَمُ أنَّكَ جِرمٌ صغير***[و فيكَ انطَوَى العالَمُ الأكبَر]1
  • این حرف‌ها هست. ولی صحبت در این است که همین حدود وجودی نمی‌گذارد که انسان به آن حقیقت مجرّدۀ خودش برسد. بله، این موانع که برطرف بشود می‌فهمد همه چیز در خودش بوده است. بله، ‌بله صحیح می‌فرمایید آقا!

  • إذْ لَو كانَ مرتبةُ الذَّاتِ خَاليةً عَن الكمالاتِ و مَعلومٌ أنَّها خَاليةٌ عَن مقابِلاتِها أيضاً و إلاَّ لَكانَت عَين السُّلوبِ لِهذه الكَمالات كَانَ الخلو إمكاناً.2

  • «اگر مرتبۀ ذات از کمالات خالی باشد» و دارای نقص و جهل باشد و جنبۀ استعداد و بالقوه در او باشد «معلوم است که از مقابلاتش هم که جنبۀ نقائص است خالی است»؛ علم و غیر علم و ... از همۀ اینها خالی است یعنی نسبت به طرفین علی‌السویٰ است. «والاّ این سلوب برای این کمالات خواهد بود، پس ذات نسبت به این صفات و مقابلات آن صفت خلوّ دارد یعنی خلوّ ذات نسبت به این دو دارای امکان است.»

  • و الإمكانُ إنْ كَانَ مُوضُوعُه الماهيةُ التعمليةُ كَان ذاتياً لكن لا ماهيةَ لِلواجبِ تَعالىٰ سِوَى الوُجودِ الصِّرفِ الذي هُو حاقُّ الوَاقِعِ و مَتنُ الأعيانِ فَالإمكانُ الذي موضوعُه الأمرُ الوَاقعيُّ استعداديٌّ و حَاملُه مادةٌ لَا بُدَّ لَها مِن صورةٍ و المركب مِنهما جِسمٌ تَعالى عَن ذلك فَوَجَبَ أنْ يَكونَ هُو تَعالىٰ عَالماً بِذاتِه لا بِالعِلم الزَّائدِ قَادراً بِذاتِه لا بِالقُدرَةِ الزَّائِدَةِ و هكذا في سائرِ الكَمالاتِ.3

  • «اگر موضوع امکان (آن ذاتی که ممکن است) ماهیت تعملّیه است»، یعنی همان ماهیت مرکبۀ عقلیه است «پس این ذاتی می‌شود، درحالی‌که خداوند متعال ماهیت ندارد» و پروردگار متعال ذاتیّاتش ماهیات نیست چون اگر ماهیت باشد ترکّب و احتیاج به علت لازم می‌آید و این خُلف می‌شود. «سوایِ وجودِ صِرفی که او حاقّ واقع است و متن اعیان است، پس امکانی که موضوعش امر واقعی استعدادی است» یعنی آن امکان موضوعش ماهیت نیست بلکه موضوعش امر واقعی است «و حامل این امکان، ماده است» این ماده است که این امکان را حمل می‌کند «خود ماده هم یک ‌صورت می‌خواهد و مرکب از ماده و صورت هم باز جسم است» که خداوند متعال جسم نخواهد بود «پس باید خداوند متعال عالم به ذاتش باشد، نه به علم زائد؛ قادر به ذاتش باشد نه به قدرت زائده» که به او افاضه بشود یعنی جنبۀ نقص در او راه ندارد که برای این کمال پیدا کند «و هکذا در سایر کمالات.»

    1. . ديوان امام على عليه‌السّلام، ص 175:
      و تَحسَب أنَّك جِرْمٌ صَغيرٌ***و فيكَ انطوى العَالمُ الاكبرُ
    2. . منظومه، ج 3، ص 549.
    3. . منظومه، ج 3، ص 550.
/ 260