اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد

جلسه ۱۶۶

توضیحات:

65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۶

4
  • مرحوم حاجی در اینجا می‌فرماید که تمام این صفات اضافی که مربوط به پروردگار است برگشت همه به قیّومیّت او است؛ قیومیّت یک وصفی است که این وصف جهات اضافی را اقتضا می‌کند؛ قیومیّت یعنی قوام غیر را داشتن، ﴿مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُۢ بِنَاصِيَتِهَآ﴾1 این جنبۀ قیومیّت پروردگار است که تمام اشیاء را در چنبرۀ ولایی خودش قائم و مستقیم می‌دارد؛ «اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها». 2

  • این است که قوام ذاتی اشیاء به‌دست او است نه‌تنها قوام اعراض و صفات بلکه ذات اشیاء در قوام خودشان متدلّی و متّکی به او هستند؛ تدلّی و اتکاء معلول به علت خودش، به علت مافوق خودش که لولا آن علت، اصلاً وجودی برای معلول قابل تصور نیست، ـ چه وجود اوّل و چه وجود ثانی ـ این را جنبۀ قیومیّت می‌گوییم. یک وقتی شخص قائم است خُب خودش ایستاده است اما یک وقتی قیّوم است، قیّم نشنیده‌اید؟! قیّم یعنی کسی که زمام اختیار یک صغیر یا مجنون یا مِلکی را به‌عهده بگیرد یعنی رتق و فتق آن به عهدۀ این باشد، چون بچه که صلاح و فساد خودش را تشخیص نمی‌دهد و در مهلکه می‌افتد لذا شرع برای این یک قیّمی قرار می‌دهد که شما متصدّی کارهای این باش و این را رشد بده و به مرحلۀ کمال برسان. این را قیّم می‌گویند؛ قیّم کسی است که کارهای [او را انجام می‌دهد]، می‌گویند: این شخص قیّم این است، این بچه خودش نمی‌تواند کار انجام بدهد لذا قیّم می‌خواهد کسی که قوام او به‌دست این است قوام او برعهدۀ این است ایستادن و حیات او به‌عهدۀ این شخص است، این را قیّم می‌گوییم.

  • وقتی که قیّم را ما از نظر اصطلاحی در آن فردی که متصدی اعراض و صفات ظاهری یک شیء هست به‌کار می‌بریم پس استفادۀ قیّم در ذات پروردگار که وجود پروردگار از نقطه‌نظر بود و نبود متّکی به او است ذات اشیاء از نقطه‌نظر بود و نبود به او متّکی است دیگر قیّم در آنجا به مرحلۀ اولیٰ و به مرحلۀ اولویّت و اوّلیّت در آنجا اطلاق می‌شود، یعنی کسی که ذات اشیاء و وجود اشیاء در حیطۀ احاطۀ او است و وجود همۀ اشیاء به وجود او است پس قیّم حقیقی پروردگار است لذا از جنبۀ قیومیّت پروردگار، این اوصاف اضافی تراوش می‌کند؛ از قیومیّت، رازقیت هم درمی‌آید وقتی که قیام یک ذات به علت تامّۀ خودش است پس رزق او هم برعهدۀ علت تامّه است وقتی که یک ذات متدلّی به علت خودش است پس از نقطه‌نظر خلق، خالقیت متّکی به او است. وقتی که یک ذاتی قیّوم به آن ذات است از نظر قدرتی که آن علت بر معلول دارد بنابراین باز این می‌تواند فعل انجام بدهد و کار انجام بدهد پس باز به قیومیّت او برمی‌گردد. چون شما قیّوم بر اشیاء هستید قدرت بر دخل و تصرف دارید، چون قیّوم بر اشیاء هستید جنبۀ خالقیت و رازقیت و قاهریّت و اینها همه مترتّب می‌شود. برگشت همۀ اینها به [قیّومیت] است.

    1. . سوره هود (11) آیه 56.
    2. . غزلیات نظیری نیشابوری، غزل شماره 8:
      به محض التفاتی زنده دارد آفرینش را***اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها
/