جلسه ۱۶۱
توضیحات:
62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية
جلسه ۱۶۱
9جلال است که انسان را پاک و صاف میکند و آمادۀ برای واردات جمالیه میکند. اگر آن جلال نبود واردات جمالیه دیگر نمیتوانست کاری انجام بدهد و ارزش و قیمتی نداشت، سبک بود و فایده نداشت. مثل اینکه شما در یک تختهای که همهجور آشغال و کثیفی و فلان هست عکس بلبل خیلی قشنگ بکشید، این عکس بلبل قشنگ در این صفحهای که خط دارد و کج و معوج و کثیف است چه نمایی دارد؟! اصلاً وقتی که شما نگاه میکنید هیچ به نظرتان نمیآید. اما وقتی که صفحه را پاک کردید و کاملاً تمیز کردید دیگر وقتی که عکس میکشید این عکس خودش را نشان میدهد.
مولانا قضیهایی دارد که نقاشان چین و روم آمدند باهم خواستند [رقابت] کنند. رومیان تلاش میکردند در این مدت فقط صیقل میکردند!1 مدام صیقل میزدند صیقل که پاکِ پاک شد دیگر از خود آن عکس قشنگتر، بیشتر و با جلاتر عکس را نشان میدهد.
تفسیر شعر «آب کم جو تشنگی آور بدست»
اینکه مدام میگویند: «آب کم جو تشنگی آور بدست»2 معنایش این است که اگر این جذبات جمالی خدا بخواهد بر دل ما بیاید بدون اینکه جلا داده باشد خدا زحمت بیخود کشیده است و هیچ فایدهای هم نکرده است. میگوید: ما که بیکار نیستیم که مدام جذبات جمالیه بر شما بدهیم! اینهم بیاید، رسید، رسید، نرسید، نرسید، بد نبود بد نبود. نه بابا، این چیزها آنجا ارزش دارد. اینطور نیست که دست هر کسی داده شود بلکه شرطش جلال است باید جنبۀ جلالی وجود داشته باشد. این یکی بهخاطر این.
تلمیذ: میگویند: جلال، شدّتِ جمال است.
استاد: حالا این یک بحث است که باشد برای بعد، فعلاً ما همین پایینپایینها را میگوییم!
تلمیذ: این گروه مجردات و ملائک مقربین که جلال را ندیدهاند چطور جمال را احساس میکنند با اینکه اینها را ندیدهاند؟!
کامل نبودن ملائکه در جنبۀ ادراک جمال و تفاوت ادراک آنها با انسان
- . مثنوی معنوی، دفتر اوّل، بخش ۱5۷ـ قصۀ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری.
- . مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش151ـ بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه باستدعاء حاجت آفرید...:
آب کم جو تشنگی آور بدست *** تا بجوشد آب از بالا و پست

