اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

جلسه ۱۶۱

توضیحات:

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۱

12
  • بنابراین عرفاء در مقام شهود تمام اشیاء را در عالم همه بر یک نظام و بر یک وتیره می‌دانند و می‌بینند «فَفی نِظامِ کُلِّ کُلٌ مُنتَظَم».

  • جهان چون زلف و خال و خط و ابروست***که هرچیزی به‌جای خویش نیکوست1
  • نیکو بودنش مسئله است که هرچیزی به جای خویش نیکوست. این برای آنها است.

  • و اما در مقام برهان هم چون وجود، اصل و مبدأ همۀ تعیّنات است و چون افاضۀ وجود هم بر ذات و هم بر اعراض است لذا از مبدأ خیرات به شرور امکان تخطّی و تسرّی وجود ندارد و هرچه که در عالم افاضه می‌شود و هرچه که اتفاق می‌افتد تمام آنها باید خیر باشد و باید مبدأش هم مبدأ واحد باشد.

  • تلمیذ: خب این همان معنایی است که شر اصلاً نیست و عدم است؟

  • صحت قول افلاطون در عدم بودن شر

  • استاد: شر عدم است، بله این همان است. همان مسئلۀ افلاطون است که عرض کردم. خود افلاطون هم داخل در اشراقیین بود و این قضیه به قلبش اشراق شده است که این حرف را می‌زند والاّ افلاطون عقل دارد، می‌بیند، احساس الم می‌کند، تمام اینها را احساس می‌کند. در نظام کل این المی که الآن برای من پیدا شده است آیا خیر بوده یا نبوده است؟! اگر الآن دلم درد نمی‌گرفت چه بود و الآن که درد گرفته است چیست؟! اگر چشم باز کنیم می‌بینیم که الآن باید دل من درد می‌گرفت، الآن باید این‌طور باشد.

  • حضرت سجاد علیه‌السّلام در آن دعای‌شان می‌فرمایند که خدایا این مرضی که به من داده‌ای نمی‌دانم بر صحت تو را شکر کنم یا بر مرضی که به من داده‌ای شکر کنم؟! چه‌بسا اگر این مرض را به من نمی‌دادی من در اینجا طغیان می‌کردم و این مرض موجب شده است من در اینجا سرم را پایین بیندازم و فوائدی بر این مرض بر من مترتّب شده است.2 ما ناراحتی می‌بینیم اما در واقع و در نظام کل و در عالم امر این الآن خیرش در این است که مریض شود، آن خیرش در این است که پایش بریده شود یا فلج شود، دیگری خیرش در این است که بیفتد و ... تمام اینها همه خیر محض است چون خداوند متعال که مبدأ خیر است نمی‌تواند در یک وجودی شر تصور کند. از مبدأ خیر غیر از خیر نزاید و نَسِزد و بر نیاید. کسی که مبدأ خیر است شر نمی‌تواند از او طراوش پیدا کند چه بالذّات و چه بالعرض نمی‌تواند این کار را انجام بدهد. البته یک آیاتی هم ما در قرآن داریم که﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ * مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴾.3

    1. . گلشن راز، بخش50.
    2. . صحیفه سجادیه، ج ۱، و كانَ مِن دُعائِهِ عَلَيهِ السَّلامُ إِذا مَرِضَ أَو نَزلَ بِهِ كَربٌ أَو بَليَّةٌ، ص۷6:
      «فَمَا أَدْرِی، یا إِلَهِی، ‌ای الْحَالَینِ أَحَقُّ بِالشُّکرِ لَک، وَ‌ای الوَقتَینِ أَولَی بِالحَمدِ لَک * أَ وَقتُ الصِّحَّةِ الَّتی هَنَّأتَنِی فیها طَیباتِ رِزقِک، و نَشَّطتَنی بِها لِابتِغاءِ مَرْضاتِک و فَضلِک، وَ قَوَّیتَنِی مَعَها عَلی ما وَفَّقتَنی لهُ مِن طاعَتِک * أَم وَقتُ العِلَّةِ الَّتی مَحَّصتَنی بِها، و النِّعَمِ الَّتی أَتحَفتَنِی بِها، تَخفیفاً لِما ثَقُلَ بِهِ عَلی ظَهری مِنَ الخَطِیئاتِ، وَ تَطهِیراً لِما انْغَمَستُ فیهِ مِنَ السَّیئاتِ، وَ تَنبیهاً لِتَناوُلِ التَّوبَةِ، وَ تَذکیراً لِمَحوِ الحَوبَةِ بِقَدیمِ النِّعمَةِ.» ترجمه:
      «اى خداوند، ندانم كدام يك از اين دو حالت سزاوارتر به سپاسگزارى توست و كدام‌يك از اين دو وقت به شكر تو اولىٰ است؛ آيا آن روزگاران تندرستى كه مرا از نعم پاكيزه و گواراى خود روزى من ساختى و به طلب خشنودى و فضل خويش به تلاش وا‌مى‌داشتى و براى فرمانبردارى خود توفيق مى‌دادى و نيرو مى‌بخشيدى، يا وقتی كه بيمارم و مرا به اين بيمارى آزموده‌اى و اين دردها را چونان نعمتى بر من ارمغان داشته‌اى تا بار گناهانم را كه بر پشتم سنگينى مى‌كند سبك گردانى و از گناهانى كه در آن غرقه گشته‌ام پاكيزه سازى و مرا به توبه هشدار دهى و ياد‌كرد نعمت قديم را سبب زدودن گناهان كنى‌؟!»
    3. . سوره فلق (113) آیه 1 و 2.
/ 260