اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

جلسه ۱۶۰

توضیحات:

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۰

9
  • تلمیذ: [شر] بیشتر نمی‌شود؟!

  • استاد: گفتیم که نمی‌شود.

  • بعد این بحث را همان‌طوری‌که مرحوم حاجی فرمود به دو قسم تقسیم می‌کنیم؛ یکی اینکه خیر نفسی باشد و یکی اینکه خیر اضافی باشد. خیر نفسی این است که خیر بالقیاس به خودش سنجیده شود مثلاً الآن این شخص چقدر حائز عدم است و چقدر حائز خیر و وجود است یااینکه اضافی، چقدر این نسبت به غیر خیر است یا نسبت به غیر شر است. پس شر و خیر هردو می‌توانند دو جهت به خودشان بگیرند؛ یکی نفسی و فی‌حدّنفسه، الآن من فی‌حدّنفسه چقدر حائز خیر هستم و چقدر حائز شرور هستم؟ حالا به اضافه به بقیه سنجیده می‌شود، چقدر به بقیه خیر می‌رسانم یا چقدر به بقیه شر می‌رسانم؟ این هم دو قسم. ممکن است خیریّت شخصی نسبت به غیر خیریّت تامّه باشد یا خیریّت کثیر باشد یااینکه ممکن است نسبت به غیر شرش قلیل باشد یا شر کثیر باشد، اینها دیگر دو جنبۀ اضافی دارند. مرحوم حاجی اینها را بیان می‌کند.

  • تلمیذ: شر همین جنبۀ ظاهری دارد یا شاید مآل همین شر هم یک خیر باشد؟

  • استاد: حالا اینها مطالبی است که بعد باید مطرح کنیم، فعلاً آراء اینها را مطرح می‌کنیم.

  • این بحثی که ایشان در اینجا بیان کرده‌اند همان‌طوری‌که خودشان می‌فرمایند، بحثی بود که از ارسطو نقل شده است و اینکه خیر و شر دو امر وجودی هستند که یکی زیاد است و دیگری کم یا این یکی کم است و دیگری زیاد است، به‌هرصورت هردو امر وجودی هستند، این یک مسئله.

  • از آن‌طرف افلاطون مطلب را به‌نحو دیگری مطرح کرده است چون مذاق ارسطو مذاق مشّاء بود و اینها مطالب فلسفی را فقط از نقطه‌نظر تفکر در عالم شهادت درنظر می‌گرفتند، نه‌اینکه ارتباطش با عالم غیب و امثال‌ذلک، و از آن ناحیه و از مرحلۀ شهود و غیب برای حل مطالب استمداد نمی‌گرفتند لذا اینها خیر و شر را دو امر وجودی گرفته‌اند و به این کیفیت قضیه را حل کرده‌اند که خیر و شر دو امر وجودی هستند ولی ما خیر کثیر داریم و شر کثیر نداریم چون ترجیح مرجوح را لازم می‌آید، خیر کثیر و شر مساوی هم نداریم چون ترجیح بلا مرجح لازم می‌آید بنابراین یا خیر محض داریم یا خیر کثیر داریم. این به این کیفیت حل است و بعد هم این‌طور فرمودند که اگر کسی سؤال کند که چرا خدا چیزی را که خیرش کثیر است و شرش کم است خلق می‌کند؟ می‌گوییم: به‌جهت اینکه اگر خلقش نکند کار برعکس می‌شود در خلق نکردنش شر کثیر به‌وجود می‌آید و خیر قلیل، چون آن‌ مقدار خیری که باید داشته باشد ندارد و شرش کثیر می‌شود بنابراین در خلقتش رجحان دارد و آن ‌مقدار کمش هم طبعاً لا یُعتنیٰ به است.

/