جلسه ۱۶۰
توضیحات:
62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية
جلسه ۱۶۰
8طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک *** چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟! 1 به هر صورت عرض کنم که این خیر، خیر محض است، چرا؟! چون جنبۀ فعلیّت در او تامّ است و نقصانی در او نیست تا از آن ناحیه جهل و شر و عدم در او تسرّی پیدا کند.
یک خیر هم داریم؛ ـ تقسیم میکنند ـ یک وجود خیر است ولی خیرش کثیر است یعنی زیاد است، شرش کم است ولی خیرش زیاد است مثل این وجوداتی که جهات فعلی دارند، جهات عدمی هم دارند. اینها هم یک وجوداتی هستند که حالا راجع به اینها هم توضیح میدهیم.
یک وجودی هم میتوانیم در مرحلۀ تصوّر، تصور کنیم که خیر و شرش مساوی است، وقتی خدا این را درست کرده پنجاه درصدش شر است و پنجاه درصدش خیر است و یِر به یِر میشود اما اینکه خدا یک وجودی درست کرده که نود درصدش شر باشد و ده درصدش خیر باشد میگوییم که خدایا مگر بیکار بودی؟! این اصلاً عقلاً محال است که جنبۀ شر در او باشد چون در اینجا ترجیح مرجوح میشود و ترجیح مرجوح محال است.
بعد مرحوم حاجی میفرمایند که آن طرفش هم که مساوی باشد ترجیح بلا مرجّح است، وقتی که پنجاه درصد خیر و پنجاه درصد شر باشد پس چرا خدا این را خلق کرد؟! خلق نمیکرد، چرا این را ترجیح داده است؟!
از آن طرف آنهم که شرش کثیر باشد و خیرش قلیل باشد این هم ترجیح مرجوح است لذا اینهم از آن طرف باطل است. پس دو فرض میماند: یک فرض اینکه خیر محض باشد و یک فرض اینکه خیرش کثیر باشد یعنی شر هم دارد مثل ما، حالا ما هم کم و زیاد داریم مثلاً شصت درصد خیر هستیم و چهل درصد شر هستیم یا کسی مثل آقا مثلاً نود و پنج درصد، نود و شش درصد....
- . دیوان حافظ، غزل شماره 187.

