جلسه ۱۶۰
توضیحات:
62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية
جلسه ۱۶۰
15و الشَرُ أعدامٌ ـ وَ الجَمعیةُ بِاعتبارِ أفرادِ الشَّر ـ وَ قَد حَکَموا بِبِداهَةِ هِذهِ المَسألة وَ نَبَّهوا عَلیها بِأمثِلَةٍ مَسطورةٍ فی الکُتُبِ و مَع ذلِک فَقَد ذَکَرَ العلامةُ الشیرازی ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ فی شَرحِ حِکمَةِ الإشراق دَلیلاً علیها نَقَلناهُ فی مواضِعِ أُخَر غَیرِ هذا المُختَصر.1
اینکه کلمۀ «اعدام» را جمع آوردهاند به اعتبار افراد شر است. تمام شرور افرادش هم عدمی هستند و حکم کردند که این مسئله بدیهی است و تنبیه در آن بُردند به مثالهایی و این در کتب ذکر شده است و علاّمه شیرازی در شرح حکمت اشراق دلیلی برای آن ذکر کرده است که ایشان (مرحوم حاجی) در جاهای دیگر (در آن رسائل خودشان) ذکر فرمودند.
ثُمَّ هذا الکَلامُ إشارةٌ إلی مَشرَبِ أفلاطون فی الدَّفعِ کَما کانَ الأوَّلُ مَشرَبَ أرسطو وَ إذا عَرَفتَ ذلِکَ فَکَم قَد ضَلَّ مَن یَقول بِالیزدانِ ثُمَّ الأهرِمَن ـ عَطفُهُ بِثُمَّ لِدناءَةِ رُتبَتِهِ وَ لو عندَ الثَّنویَّةِ ـ وَ ضلالهم.2
«این کلام، اشاره به مشرب افلاطون در دفع است همانطوریکه اوّلی مشرب ارسطو در دفع بود» که ایشان برای دفع شر کثیر و برای دفع شر محض این مطالب را فرمودند که شر یک امر عدمی است و نمیشود که یک امر عدمی که غلبه دارد، بر یک امر وجودی تحقق پیدا کند. «وقتی که این مطلب را دانستی، چه بسیار افرادی که گمراه شدند و میگویند: یزدان و اهرمن؛ یعنی دو مبدأ برای عالم هست یک مبدأ خیر و یک مبدأ شرّ. عطف آن به ”ثمّ“ بهخاطر دَنائت رتبۀ اهرمن است ولو ثنوی هم اهرمن را خیلی پست میدانند.» اینها بر مشرب افلاطون هستند پس چرا گمراه هستند؟! برای جلسۀ بعد بماند.
أللهم صل علی محمد و آل محمد
- . منظومه، ج 3، ص 532.
- . منظومه، ج 3، ص 533.

