اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

جلسه ۱۶۰

توضیحات:

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۰

10
  • اما حق مسئله این است که یک وقت می‌بینیم بعضی‌ها واقعاً شر هستند یعنی اصلاً خیر [ندارند] یعنی واقعاً می‌بینیم که اینها اصلاً شر هستند، اصلاً از آن شرّهای عجیب و غریب‌اند! چطور ممکن است اینها در عدم خلقتشان شر کثیر لازم می‌شود!!

  • این مرام جناب آقای ارسطو بود که اشکالاتی به ایشان وارد می‌شود که برای بعد می‌گذاریم.

  • افلاطون مطلب را طور دیگری بررسی می‌کند، ایشان می‌فرمایند که اصلاً شر یک امر وجودی نیست که شما بگویید: در وجود یک شیء دو لحاظ و دو حیثیت هست؛ یک حیثیت خیری به ودیعه گذاشته شده است و یک حیثیت شرّی به ودیعه گذاشته شده است بلکه هرچه هست عبارت از خیر است و شرور جنبۀ عدمی دارند و جنبۀ عدمی هم عدم است ولی آنچه که فعلاً در او هست خیر است و خیر هم مطلبی را به‌وجود نمی‌آورد. بر پایۀ این بحث مرحوم حاجی می‌خواهند یک مطلب را پایه‌ریزی کنند که این بحث را مقدمۀ برای آن مطلب قرار می‌دهند که آن دفع ثنویّت است.

  • غُرَرٌ فی دَفعِ شُبهَةِ الثَنَویة بِذِکرِ قَواعِدَ حِکَمیةٍ.

  • ثُمَّ الوُجودَ ـ مَفعولُ اوّل لِقولِنا ـ اِعلَم بِلَا التِبَاس خَیراً ـ مَفعول ثان ـ هُوَ أیُ

  • الخَیرُ النَفسی وَ القِیاسی أی الإضافی.1

  • وجود را خیر بدانید. «وجود» مفعول اوّل برای اعلم است و «خیرا» مفعول دوم. حالا این وجود، خیر نفسی است یا خیر قیاسی است یعنی به‌اضافۀ دیگران.

  • پس یا خیر را فی‌حدّنفسه در خود آن موجود درنظر می‌گیریم یا وقتی که می‌گوییم: «خیر است» منظور به‌اضافۀ دیگران است. ممکن است شخصی خیلی خوب باشد ولی به‌اضافۀ به دیگران خیر نداشته باشد مثلاً عالمی هست که علمش را به دیگران نمی‌دهد؛ فی‌حدّنفسه خودش واجد خیر است ولی نَم پس نمی‌دهد! یااینکه شخصی خیلی ثروتمند است و در وجودش خیر است این‌همه پول را روی هم ریخته است ولیکن نم پس نمی‌دهد کِنس است و او غیر از شر برای دیگران هیچ چیز ندارد! فی‌حدّ‌نفسه خودش خیر است اما این خیر به دیگران نمی‌رسد، بالقیاس می‌شود و شر هم همین‌طور.

    1. . منظومه، ج 3، ص 529 و 530.
/