جلسه ۱۵۶
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۶
9ما دیگر نمیخواهیم از راه وحدت وجود و اینها داخل بشویم و بگوییم که چون وجود، وجود واحد است لذا دو برنمیدارد و همهجا را میگیرد و ... تااینکه این آقا بگوید: بله، وجود بسیط است ولی هرچه که از سنخ خودش هست را در خودش میگیرد و آنچه از سنخ خودش نیست را دیگر در خودش جای نمیدهد؛ آن هم بسیط است، قبول داریم ولی هر چه که داخل در سنخ خودش هست... لا یَشُذُّ عن حیطَتِهِ مثقالَ ذرة، قبول داریم اما این به این چه ربطی دارد؟! این هم به آن چه ربطی دارد؟! پس ابنکمونه از این راه وارد میشود و میگوید: این بسیط این هم بسیط است ولی چون این به تمام معنا مخالف با این است در حیطۀ این داخل نمیشود و آن هم چون با تمام معنا با این وجود مخالف است [داخل نمیشود] اصلاً از نظر وجودی باهم مخالفت دارند مثل قورمه سبزی و قیمه میماند که اصلاً از نظر وجودی ربطی به همدیگر ندارند و داخل در همدیگر نمیشوند. یا فرض کنید مثل دو مایع که وزن مخصوصشان باهم فرق میکند و هیچوقت داخل همدیگر نمیشوند مثلاً شما نفت را که بهطورکلی اصلاً با آب ربطی ندارد در یک لیوان آب بریزید یکدفعه میبینید بالا نفت است و پایین آب است. هیچوقت این دوتا با همدیگر مخلوط نمیشوند. این قضیه هم مانند نفت و آب میماند نفت یک سنخه است واجبالوجود خودمان هم یک سنخه دیگر است؛ آن از مقولۀ نفت است و این از مقولۀ آب است و هیچوقت این دوتا با همدیگر مخلوط نمیشوند. هرچه آب در دنیا است داخل در این است و هرچه هم نفت در دنیا است داخل در آن است و به همدیگر کاری ندارند. ما میگوییم: همینکه این دوتا کنار همدیگر ایستادند، این برایشان حد میشود.
تلمیذ: همینکه تمایز سنخیه دارند خودش حد است دیگر؟!
استاد: بله، خود تمایز سنخیه یعنی حد منتها ایشان میگویند که اصلاً ماهیتشان تمایز سنخیه دارد نهاینکه از نظر جنس و فصلشان تااینکه ترکّب باشد ولی همینکه شما میفرمایید درست است؛ صرف اینکه میگویید: تمایز دارند یعنی باهم حد دارند یعنی این در آن داخل نمیشود و آن هم در این داخل نمیشود، وقتی که حد شد دیگر مسائل دیگر لازم نیست.

