اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها

جلسه ۱۵۶

توضیحات:

60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۶

8
  • مابه‌الاِشتراک لفظ مشترک فقط لفظ است و هیچ‌گونه از نقطه‌نظر معنا مابه‌الاِشتراکی وجود ندارد. واجب‌الوجود این‌طور نیست؛ واجب‌الوجود خارج محمول است خود ابن‌کُمونه می‌گوید: خارج محمول است. خارج محمول یعنی داخل در ذات این است بالأخره شما باید بر این وجود یا واجب را و یا ممکن را و یا ممتنع را حمل کنید؛ ممتنع را که نمی‌توانید حمل کنید چون خودتان می‌گویید: وجوب، ممکن هم نمی‌توانید حمل کنید چون نیاز به علت دارد، پس محمول را واجب‌الوجود کنید. آیا واجب‌الوجود وصفی است که منتزع از ذات است یا نه به‌عنوان یک لفظ مشترک بر این دو حمل می‌شود. گفت که منتزع از ذات چیست؟ «واجبٌ ذاتُهُ؛ ذات این وجوب واجب است» پس وقتی شما می‌گویید که ذات این واجب، واجب است یعنی در حدود وجودی خودش این‌قدر حد وجودی ندارد تا به‌واسطۀ این حد وجودی نیاز به علت داشته باشد معنایش این است. اگر حد وجودی داشت آن موقع نیاز به علت داشت و واجب‌الوجود نبود بلکه مثل ما ممکن‌الوجود بود؛ ما حد وجودی داریم چون حد وجودی داریم نیاز به علت داریم اما واجب‌الوجود یعنی یک حد وجودی، یک نقصان وجودی، یک عدم فعلیت وجودی، یک استعداد وجودی که هنوز به فعلیت نرسیده هیچ، تمام جهات عدمی در این وجود مطرود است چون هیچ جهت عدمی در این نیست لذا ذاتاً واجب است. یکی از آن جهات عدمی حد است این حدّی که الآن آمده است این آقا را واجب‌الوجود کرده است یک حدّی هم آمده این جناب بزرگوار را واجب‌الوجود کرده است که نه این، داخل در این ماهیت می‌رود و نه این داخل در این ماهیت می‌آید پس معلوم می‌شود این دارای حد وجودی است همین‌که حد وجودی خورد، معنایش نقص است وقتی که نقص شد نیاز به علت داریم.

  • اینجا است که می‌گویند، مرحوم حاجی می‌فرمایند: شما که دارید واجب‌الوجودی را از هردو انتزاع می‌کنید که هیچ‌گونه با همدیگر اختلاف نداشته باشند بالأخره این واجب‌الوجود مشترک است بین این دو یا نیست؟! مشترک است وقتی که مشترک شد، ایشان می‌گویند: یک مفهوم واحد از دو هویتی که به‌ تمام معنا مخالفت داشته باشند انتزاع نمی‌شوند باید در یک حدّی هردو باهم شریک باشند که به‌واسطۀ او شما بتوانید این مفهوم واحد را انتزاع کنید. حالا ما با واجب‌الوجود کار نداریم یک مفهوم دیگر مثل بیاض، سواد، نسبت یا هرچه باشد حالا ایشان واجب‌الوجود را مثال زده است بالأخره یک مفهوم واحد را شما از دو شیء بخواهید انتزاع کنید باید یک وجه مشترکی بین آنها باشد که آن وجه مشترک، حد می‌شود لذا به این وسیله هیچ جوابی ابن‌کُمونه ندارد بدهد.

/