اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها

جلسه ۱۵۶

توضیحات:

60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۶

12
  • مفهومه مِن اَعرف الأشیاءِ***و كُنهه في غَايةِ الخفاء1
  • اگر شما به کنه وجود پی‌ببرید به ذات خدا پی‌برده‌اید. مگر می‌شود شما پی‌ببرید؟!

  • تلمیذ: ما هم همین را می‌گوییم.

  • استاد: «مجهولتا الکنه» به این معنا نیست که کُنه خدا مجهول است ما می‌گوییم: کُنه خدا معلوم است که وجود است؛ کُنه خدا وجود است و در وجود حرفی نداریم ولی او می‌گوید: اصلاً نمی‌دانیم چیست؟! او نمی‌گوید که این دو هویتی که وجود هستند بلکه می‌گوید: ما نمی‌دانیم ولی واجب‌الوجود بر اینها صدق می‌کند. آیا وجود را بر اینها عرضی گرفته‌اید یا ذاتی گرفته‌اید؟! ما نمی‌دانیم. اصلاً ممکن است دو ماهیت باشد. اصالة الماهوی‌ها چه می‌گویند؟! لذا این یک دلیلی است که اصالة الماهوی‌ها اصلاً نمی‌توانند جواب این را بدهند. این مسئله فقط و فقط به برهان صدیقین حل می‌شود چون اصالة الماهوی‌ها می‌گویند که در مجردات اصلاً ماهیات با همدیگر اشتراک ندارند.2

  • تلمیذ: پس وجود بر آنها عارض می‌شود ...

  • استاد: دو ماهیت هستند. ما وجود را ما به‌عنوان عرض می‌گیریم نه به‌عنوان ذاتی.

  • تلمیذ: این عروض چه ‌نحو عروضی است؟ ذاتی است یا عرضی؟

  • استاد: عرضی است. شما در اصالة الماهیه چه می‌گویید؟! مگر اصالة الماهوی‌ها نمی‌گویند که وجود عارض بر ماهیت می‌شود.

  • تلمیذ: ما غیر از وجود چیزی نداریم؟

  • عجز اصالة الماهوی‌ها در حل شبهه ابن‌کمونه

  • استاد: شما دارید این حرف را می‌زنید ولی اصالة الماهوی‌ها که این حرف را نمی‌زنند لذا اصالة الماهوی‌ها به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند شبهۀ ابن‌کمونه را جواب بدهند چون آنها می‌گویند خود ماهیت به تمام ذات ـ مخصوصاً در مجردات چون در ماده یک جنس و فصلی دارد ـ مخصوصاً در مجردات هیچ‌گونه اشتراکی بین اینها نیست که به‌واسطۀ آن، بین این مثلاً قابل اشتراک باشد و ترکّب و اینها لازم بیاید و فقط صرف انتساب به جاعل مستحق حمل وجود بر اینها است یعنی وقتی که خدای متعال به این ماهیت عنایت می‌کند، اسم این عنایت را وجود می‌گذاریم ولی وجود یک امر عرضی است. اگر هم شما وجود نگویید، خود انتساب این ماهیت به جاعل، صرف انتسابش عبارت از تحقق خارجی است. ماهیت این است وقتی که ماهیت این شد و ما نتوانستیم برای این ماهیات مابه‌الاِشتراکی تصور کنیم آن‌وقت ابن‌کمونه در اینجا این را می‌گوید که اگر فرض کنید خدا هم دو ماهیتی داشته باشد که مجرد باشند و بین این دو ماهیت مجرد هیچ‌گونه مابه‌الاِشتراک وجود نداشته باشد، حالا کُنه آن دو ماهیت چیست؟! ما نمی‌دانیم. مگر شما به کُنه ماهیات پی‌برده‌اید؟! ابن‌سینا هم می‌گوید که ما نمی‌فهمیم؛ خود ابن‌سینا می‌گوید: اینهایی را که ما می‌فهمیم فقط یک عوارض است3 والاّ آیا واقعاً شما حقیقت غنم را دریافته‌اید که در این ذات غنم چه می‌گذرد؟! حدود وجودی این غنم چیست؟! چه اوصافی دارد؟! چه خصوصیاتی دارد؟! چه تخیلاتی دارد؟! چه مسائلی دارد؟! چه کسی می‌داند؟! فقط امام و مقام ولایت است که می‌فهمد در این داخل چه می‌گذرد. بنده فقط می‌دانم که او فقط دوتا چشم دارد، دوتا گوش دارد بعد سرش را می‌برند و کله‌پاچه‌اش می‌کنند و فلان می‌کنند اما اینکه درون او الآن چه می‌گذرد، [نمی‌دانم] شاید او به ریش ما می‌خندد و فرض کنید می‌گوید که اینها چه کسانی هستند که عمامه سرشان گذاشتند و ... ! ما نمی‌دانیم؛ ما فقط صرفاً یک عوارضی را تشخیص می‌دهیم، راه نداریم. ایشان هم می‌گویند: دو هویتی باشد که ماهیت اینها به‌طورکلی برای ما مجهول است و ما [هم] بنا بر اصالة الماهوی‌ها قائل [هستیم] وجود بر اینها عارض می‌شود.

    1. . منظومه، ج 2، ص 59.
    2. . مصدر در حال بررسی.
    3. . التعلیقات (ابن‌سینا)، ج 1، ص 34.
/ 0