جلسه ۱۵۶
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۶
11ایشان اینطور میگویند: «چرا ما نمیتوانیم تصور کنیم که در اینجا دو هویت باشد و بسیط هم باشد مثل اجناس عالیه ولی کُنه آن را هم نفهمیم؟» گفته است «مجهولتا الکُنه» که دیگر مورد بازخواست واقع نشود مثل اینهایی که الفاظ و کلمات ائمه علیهمالسّلام را نمیتوانند معنا کنند و میگویند: نمیدانیم چه گفتهاند! اگر تو نمیدانی چه گفتهاند پس برای چه گفتهاند؟! میگویند: ما نمیدانیم! مگر امام مجبور بود اینهمه بگوید؟! ما نمیدانیم، نهخیر ما میدانیم، با نمیدانیم که کار درست نمیشود. حالا این هم همینطور زود گفته است که ما نمیدانیم تا کسی از او نپرسد مجهولتا الکنه هم هستند و هیچ خبر از او نداریم! وانگهی ـ ابنکمونه میفرماید: ـ روایت داریم: «لا تَفَکَّرُو فی ذاتِ الله»1 پس نمیشود در ذات تفکر کرد!
«با تمام ماهیت باهم اختلاف دارند، هر کدام از این دوتا بالذات واجبالوجود هستند و مفهوم واجبالوجود از هردو انتزاع میشود و مقول میشود بر هردوتا با یک قول عَرَضی» نه ذاتی؛ عَرَضاً مقول است نه ذاتاً.
تلمیذ: ... از کجا میداند اختلاف هست یا نیست؟!
استاد: نه، میگوید: اگر ما یک تصور اجمالی کنیم چه اشکال دارد؟! ما یک تصور اجمالی میکنیم که دو چیز هست و همه را هم بهنحو ابهام [تصور میکنیم] حالا ایشان میگوید: دو چیز بهنحو هست و... اما نمیداند که به هر حرفش دهتا اشکال وارد میشود. «مجهولتا الکنه» گفته است تا از زیر آن دَر برود.
تلمیذ: در مورد حضرت حق هم شاید تعبیرش درست باشد چون در مورد خدا هم ما میگوییم: «مجهولتا الکنه» است.
استاد: بالأخره ما میدانیم که ذات خدا وجود است؛ وجود بسیط است که ما نتوانستهایم به آن وجود بسیط پی ببریم ولی میدانیم:
الحقُ ماهیتُه إنیَّة *** إذ مقتضى العروض معلوليته2 بالأخره ما میدانیم که ماهیت پروردگار البته اگر ماهیتی داشته باشد که ندارد، همان انیّت او است که مساوق با اصل وجود است. ما این را میدانیم ولی صحبت در این است:
- . رساله عشق و عقل، ص 53.
- . منظومه، ج 2، ص 96.

