اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها

جلسه ۱۵۶

توضیحات:

60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۶

10
  • تلمیذ: می‌شود ریشه‌ای‌تر جواب داد ...

  • استاد: شما وجود را به چه معنا می‌گیرید و تصور شما از مفهوم وجود چیست؟! آیا وجود آب است؟! آب یکی از مصادیق آن است. آیا وجود نان است؟! نان یکی از مصادیق وجود است. آیا منظور شما از وجود مجردات است؟! مجردات هم از مصادیق آن است.

  • و آن عروض این امر زائد بر این هویت نیازی به علت دارد چطور اینکه در اجناس عالیه شما می‌بینید که اینها اصلاً به‌طورکلی با همدیگر تفاوت دارند اصلاً بین کم و کیف هیچ‌گونه ارتباطی نیست اما در اتصاف اینها به عروض و در عروض اینها بر موضوع با همدیگر اشتراک دارند در هویتشان و تمام ذاتشان باهم تفاوت دارد ولی در اتصاف به عروض می‌بینیم باهم مشترک هستند.

  • ... آیا منظور شما از وجود ماده است؟! آن هم از مصادیق وجود است. شما وجود را به هر معنایی که بگیرید تمام اشیاء خارجی اعیان وجود هستند مصادیق برای وجود هستند ولی خود مفهوم وجود، مفهومی است که درقبال ماهیت است و ماهیت بر او عارض می‌شود و خود مفهوم وجود دو برنمی‌دارد؛ وقتی که دو برنداشت مصداقش هم دو برنمی‌دارد وقتی که دو برنداشت پس هر چیزی که در حیطۀ وجود است داخل در مفهوم وجود خواهد آمد یعنی صرف تصور وجود طارد این برهان ابن‌کمونه است. یعنی دلیل نه برهان.

  • هویّتانِ بِتمامِ الذّات قَد خالَفتا لا بِبَعضِها حَتی یَلزَمَ التَّرکیبَ و لا بِأمرٍ زائدٍ حَتی یَکونَ الواجبُ فی هویَّتِه مُعلَّلا و یَکونَ وُجوبُ الوجودِ مَاهیةً نُوعیةً لِابنِ الکُمونة اسْتَنَد أیْ هذا الکلامُ إلیه اسْتَنَد و عِبارتُه هٰکذا لِمَ لا یَجوزُ أنْ یَکونَ هُناک هُویّتان بَسیطتان مَجهولَتا الکُنْهِ المُختلفتانِ بِتمامِ الماهیةِ یَکونُ کُلُّ مِنهُما واجبُ الوجودِ بِذاتِه و یَکونُ مَفهومُ واجبُ الوجودِ مُتنزِّعاً مِنهما مَقولاً عَلیهما قَولاً عَرَضیاً.1

  • «دو هویت دو عین خارج دو هویت خارجی به ‌تمام ذاتی خودشان با همدیگر مخالف هستند» و می‌گویند: ما با همدیگر هیچ‌کاری نداریم. «نه‌اینکه اینها به بعضی از ذاتشان باهم مخالف‌اند تااینکه ترکیب لازم بیاید» مثلاً در فصلیتشان باهم مخالف‌اند. «و نه به یک امر زائدی باهم مخالف‌اند تااینکه واجب در هویتش معلل به غیر باشد» چون طریان آن امر زائد بر این، ایجاب علت کند و وجوب وجود یک ماهیت نوعیه‌ای باشد که دو صنف را دارد که یک صنفش بقر است یک صنفش غنم است، این‌طور نیست بلکه به تمام ذات با همدیگر مخالف‌اند. «این مطلب به ابن‌کمونه مستند است».

    1. . منظومه، ج 3، ص 515 ـ 517.
/