جلسه ۱۵۱
توضیحات:
المقصد الثالث في الإلهيات بالمعنى الأخص الفريدة الأولى في أحكام ذات الواجب بهر برهانه 58. غرر في إثباته تعالى
جلسه ۱۵۱
7معنای غیر فلسفی عامیانۀ آن این است که شما نمیفهمید بیخود خودتان را گیج نکنید «تَفکَّروا فی صنع الله، تَفکَّروا فی خلق الله»1 که بروید در مخلوقات خدا فکر کنید و بهبه فصل بهار است، تابستان است، پاییز است، نگاه کنید، عجائب را ببینید، فلان کنید، میکروب را ببینید، سلول را ببینید، چهکار کنید، همین علوم طبیعی، علوم آزمایشگاهی و اینها چیزهایی است که دائماً انسان را به صفات میبرد؛ عظمت خدا، قدرت خدا، [معرفت به] اینها را زیاد میکند. چه کسی خدا را دستت میدهد؟! اینها، هرچه بالاتر بروی عظمت خدا [را بیشتر میفهمی و میگویی که] عجب! چقدر خدا بزرگ است! نگاه به این کوه بکن، نگاه به این کهکشان بکن در همین کهکشانها در همین چیزها، این عظمت خدا [است]، هرچه بالا بروی عظمت خدا روشن است ولی بالأخره آخرش چیست؟! حالا ما فهمیدیم که خدا خیلی عظیم است این کهکشانهایی که در بالای سر ما است، همین کهکشان راه شیری که بین دو نقطۀ آن میلیونها سال نوری فاصله است تازه این کهکشان نزدیکترین کهکشان به ما است که خود این کهکشان داخل یک کهکشان دیگر است که خود آن داخل در یک کهکشان دیگر است که آن کهکشان در این عالم تازه گم است؛ آن کهکشانی که او در شکمش است در این عالم گم است!
در کتاب هزار و یک شب یک قصهای نقل میکند که شخص رفت کنار دریا ایستاد و سوار کشتی شد و رفت و گم شد. بعد یکدفعه کشتیاش شکست و همه غرق شدند و این با تختهپارهای به ساحل آمد. دید تپهای خیلی عظیم و خیلی بزرگ هست، بالای آن تپه رفت و خلاصه آنجا پیغمبری بود چه بود، هرچه بود، به او گفت این چیست؟ گفت: این تپه نیست این یک ماهی در دریا است که این ماهی از همانجایی که کشتیات غرق شده تا اینجا دو روز در راه بوده این دمش اینجا است کلهاش آنجا است و اینهم وسطش هست تازه، جلوتر برو! گفت عجیب عجیب! این آخر چطوری در این دریا جا میگیرد؟! گفت که این چیزی نیست، یک نهنگی دنبال این میکرده این از ترس آن نهنگ اینجا آمده گیر افتاده است! حالا از این دریا نمیتواند رد بشود، آن که این را دنبال کرده تا قورتش بدهد چطوری است! حالا این مَثَل است، ولکن در واقع بخواهیم نگاه کنیم ... .
- . مجموعة ورّام، ج ۱، ص۲5۰.

