جلسه ۱۵۱
توضیحات:
المقصد الثالث في الإلهيات بالمعنى الأخص الفريدة الأولى في أحكام ذات الواجب بهر برهانه 58. غرر في إثباته تعالى
جلسه ۱۵۱
5شهوت مختص به عالم ماده و تناسل و تکاثر
اینها عدهای احمق هستند که میگویند: در آن عالم جماع و این حرفها هست! در آن دنیا اصلاً شهوت وجود ندارد شهوت برای عالم ماده و تناسل و تکاثر است نه برای آنجا، لذات آنجا اصلاً لذات شهوی نیست در آنجا نفس نیست در آنجا این مسائل اصلاً وجود ندارد. علاوۀ بر این، حقایقی که منکشفه هم هست اینها را تأیید میکند. لذا حضرت نمیتواند با کسی که آمده و تمام کیف او در همان جنبۀ شهوانی است بگوید که آقا در آن دنیا این خبرها نیست! نمیتواند این حرف را بزند! لذا میگوید که بَه در آنجا بهاندازۀ چهل برابر هست! این هم میگوید: آخ جان! پس بروم نمازهایم را سر وقت بخوانم و فلان کارها را انجام بدهم که به این چیزها برسم! روایاتی که ناظر به این احکام یا به اعتقادیات هستند برحسب مراتب تفاوت دارند شما علل الشرایع را نگاه کنید؛ شخصی از حضرت سؤال میکند چرا نماز صبح را باید بلند بخوانم؟! حضرت میفرمایند: برای اینکه اگر در سجده باشی چون هوا تاریک است کسی به تو لگد نزند.1 حالا فرض کنید حضرت بیاید به این مرد ساده بگوید که علت نماز صبح چیست! حضرت میفرماید: برو پی کارت دیگر! خدا گفته است [بلند بخوان] تمام شد. حالا برفرض یک علتی هم باشد، حضرت که نمیتواند بیاید به این بگوید که این جهتش اینطور بوده و او هم قبول کند و برود. حالا واقعاً اینطور است؟! یعنی چون هوا تاریک است مثل شب و کسی میآید رد میشود لگدت میزند این را حتماً باید بلند بگویی که سبحانَ ربیّ ... یااینکه الحمدلله؟!
تلمیذ: حمد و سوره را باید بلند خواند!
تفاوت مراتب خطابات ائمه علیهمالسّلام با افراد
استاد: بله، تازه آن حمد و سوره است فقط [که باید بلند بخوانی]، حمد را هم که تو ایستاده میخوانی. اگر به تو لگد زدند که زدند تو که ایستادهای دیگر پایش را که به کلهات نمیزند! لذا مراتب خطابات ائمه علیهمالسّلام با افراد متفاوت است هر کسی از اینها دارای یک مرتبه است دارای یک خصوصیت است مثلاً حضرت به جابر بن یزید جُعفی میفرماید: این مطالب را به تو میگویم ولی لعنت خدا بر تو اگر این حرف را به شخص دیگر بگویی!2 قضیه اینطور است. مگر هرچه را که سلمان میدانست [اباذر هم میدانست؟!] «لو عَلِمَ أباذر، ما فی [قَلب سلمان] کَفَرهُ یا قَتَلَهُ».3
- . علل الشرائع، ج 2، ص 323 (با قدری اختلاف).
- . اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 438.
- . الکافي، ج ۱، كتابُ الحُجّةِ، بابٌ فيما جاء أنّ حدِيثهُم صَعبٌ مُستصعبٌ، ص4۰۱، ح 2.
«عن مسعدة بنِ صدقة عن أبِي عبدِ اللّهِ عليهِ السّلامُ قال: ذُكِرتِ التّقِيّةُ يَوماً عِند علِيِّ بنِ الحُسينِ عليهِما السّلامُ فقال: و اللّهِ لو علِم أبُو ذرٍّ ما فِي قلبِ سلمان لقتلهُ و اللّهِ لو علِم أبُو ذرٍّ ما فِي قلبِ سلمان لقتله.»

