جلسه ۱۵۱
توضیحات:
المقصد الثالث في الإلهيات بالمعنى الأخص الفريدة الأولى في أحكام ذات الواجب بهر برهانه 58. غرر في إثباته تعالى
جلسه ۱۵۱
3رفع نقصان و کسب کمال تنها راه برای معرفت ناقص به کامل
فقط تنها راهی که برای معرفت ناقص به کامل منحصر است رفع نقصان و کسب کمال است، به این واسطه است که [ناقص] میتواند به آن کامل کما هوهو اطلاع پیدا کند و در آن صورتی است که حدود وجودیۀ معلولیۀ خودش را ازدست بدهد، حدود وجودیۀ ناقصۀ خودش را ازدست بدهد و در آن کامل فناء و منمحی شود. دراینصورت دیگر کامل خودش علم ذاتی دارد به ذات خودش که آن علم حضوری باشد.
تلمیذ: روایت که داریم خدا را به خدا بشناسید.1
استاد: خدا را به خدا بشناسید یعنی تا خدا نشدید خدا را نمیشناسید نهاینکه خدا را بشناسید با آن تعریفاتی که خدا کرده است، آن تعریفاتی که خدا کرده است مثلاً خدا گفته است: ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ﴾2 خُب چه شد؟! اینهمه تعریف خدا کرده است؛ ﴿وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾ خب چه شد؟! بیایند معنا کنند! معنای ظهور در عین بطون و معنای بطون در عین ظهور چیست؟! اینکه نشد انسان دائماً اینطور بگوید. بله، اینها راه برای باطن هستند یعنی معرفت به اینها انسان را میرساند که باطن و حقیقة الشیء برایش روشن شود اما اینکه واقعاً با این صفات ما خدا را میشناسیم اینطور نیست؛ آن عرفان، همانطور که عرض کردم؛ معرفت هیهی؛ امکان ندارد موجود محاط به محیط معرفت واقعی پیدا بکند مگر اینکه خودش محیط شود.
تلمیذ: آیا این «لا تَفَکَّرو فی ذات الله» حدیث است؟
استاد: این روایت، روایتی است که شیعه نقل نکرده است بلکه این روایت را عامه و اهل تسنن نقل کردهاند و اینها هم پذیرفتهاند.3 البته من هم بهاصطلاح درصددش بودم [که بیان کنم]، بعضیها این را به امیرالمؤمنین علیهالسّلام نسبت میدهند حالا ممکن است در کتب شیعه نقل شده باشد4 ولکن برایش سند خوبی ذکر نمیکنند ولی عامه این را نقل میکنند. حالا درهرصورت ...
تلمیذ: از نظر محتوا؟!
روایات اخلاقی و اعتقادی، ناظر به روحیات و تحمل و سعۀ افراد
- . الکافي، كِتابُ اَلتَّوحِيدِ، بابُ أَنَّهُ لا يُعرَفُ إِلاَّ بِه،ِ ج ۱، ص ۸5، ح 1:
«عَنِ الفَضلِ بنِ السَّكَنِ عَن أَبي عَبدِ اللهِ عَليهِ السَّلامُ قالَ: قالَ أَمِيرُ اَلمؤمِنِينَ عليهِ السَّلامُ: ”اِعرِفُوا اَللَّهَ بِاللَّهِ“ الحدیث». - . سوره فصلت (57) آیه 3.
- . كنز العمال، ج 3، ص 106.
- . مصدر در حال بررسی.
- . الکافي، كِتابُ اَلتَّوحِيدِ، بابُ أَنَّهُ لا يُعرَفُ إِلاَّ بِه،ِ ج ۱، ص ۸5، ح 1:

