
جلسه ۱۵۰
57. غرر في الأعراض النسبية فمنها الأين و المتى
جلسه ۱۵۰
توضیحات:
57. غرر في الأعراض النسبية فمنها الأين و المتى
جلسه ۱۵۰
6و الإحاطةُ أعمٌ مِنَ التَّامَةِ و غیرِها. فَیَشملُ التَعمُّمَ و التَّنعُّلَ کَالتَقَمَّصِ و التَّجَلبُب.1
«و احاطه اعم از احاطۀ تامه و احاطۀ غیر تامه است؛ احاطۀ تامه مثل لباس پوشیدن و اینها است احاطۀ غیر تامه مثل تعمّم و تنعّل و این چیزها است» که احاطۀ تامه نیست مثلاً نصف را میگیرد یا سر را میگیرد. احاطۀ تامه هم که مشخص است.
و مِنها الوَضعُ.
الوَضعُ هیئةٌ لِشیءٍ حَاصلاً مِن نِسبَتَینِ مَعاً مِن نسبةِ الأجزاء.
أیْ أجزاءُ الشَّیءِ بَعضُها إلی بَعضٍ و مِن نِسبَتِها أیْ نِسبةِ الأجزاءِ لخِارِجٍ أیْ إلی خارجٍ عن ذلکَ الشیء سواءٌ کان فی داخِلِهِ أو خارِجِهِ کَالقیامِ و القعودِ و الإستِلقاءِ و الإنبِطاح و غیرها.2
«یکی از اینها وضع است؛ وضع هیئت برای شیئی است که از دو نسبت پیدا میشود؛ از نسبت اجزاءِ شیء بعض از آن با بعض.» الآن شما نگاه کنید این کتف یک نسبتی با این کتف دارد؛ این در طرف چپ آن واقع شده و آن در طرف راست این واقع شده و سر بالای گردن است، گردن بالای بدن است، بدن هم بالای پا هست و همینطور اینها نسبتی باهم دارند؛ یک نسبت در خودشان و یک نسبت هم با خارج دارند مثلاً سر بهسمت اعلیٰ است، رِجل بهسمت اسفل است، کتف بهسمت یمین است، این کتف بهسمت شِمال است. آنوقت از ارتباط بین اشیاء باهم و ارتباط اشیاء با خارج وضع پیدا میشود پس وضع الشیء عبارت از این است که یک شیء در حالتی باشد که اجزاء اینها با همدیگر یک ارتباط خاصی دارند و آن اجزاء با خارج هم در یک موقعیت بهخصوصی هستند مثلاً کسی که چهارزانو نشسته است میگویند که وضعش بهنحو اربعاء است. چهارزانو بودن تربیع است. دوزانو وضعش بهنحوی است که دوزانو است. میبینیم خود آن شیء منبابمثال این پا مثلث حاد الزاویه را تشکیل داده است و آن پا هم همینطور بعد حالا اینها وقتی که اینطور شدند ارتباطشان با خارج فرق میکند؛ الآن این در اینجا واقع است یعنی در اینجا از مکان و آنهم در اینجا از مکان واقع است. حالا اگر شما دوزانو نشستید خود این اجزاء پا با همدیگر فرق میکنند؛ آن زیر میرود، این رو میآید خلاصه از نسبت اجزاء باهم و نسبت آنها با خارج اوضاع تفاوت پیدا میکند.
- . منظومه، ج 2، ص 492.
- . همان.
