
جلسه ۱۴۹
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
14تعریف علم حضوری و حصولی
دیگر چه حاجتی دارد؟ «پس چه حاجتی به صورتی است که ذریعه و وسیله برای انکشاف آن فاعل الهی است؟! اوّلی که علم حصولی باشد تعریفش صورت شیئی است که برای شیء دیگر حاصل میشود. دومی که حضوری باشد تعریفش این است که ـ حضور ـ خود شیء بهتنهایی برای شیء حاضر شود»؛ همینکه شیء پیش خودش، خودش را حاضر میبیند عبارت از علم خودش به ذات خودش هست و «برای همین میگویند که علم حضوری [عین معلوم خارجی است].»
تلمیذ: علم شیء به شیء، این شیء در آن ... مگر میشود که نباشد؟!
استاد: آنوقت حضورالشیء میشود، ببینید ما یک معنا برای حضور میکنیم ...
تلمیذ: شیء در شیء ...
استاد: شیء در شیء نداریم بلکه شیء داریم. شیء در شیء مثل آب در کوزه یا آب در لیوان.
تلمیذ: ...
اطلاق علم به ادراک
استاد: بله، یکی است. همین، آنوقت در اینجا از باب اعتبار دوتا میکنند. ببینید ما حضور را چه میدانیم؟! فرض کنید الآن در این اتاق آمدیم، اتاق خالی از ما بود و ما در این اتاق آمدیم و در اینجا حضور پیدا کردیم لذا دو شیء را میبینیم ولی یک حضور هست که عبارت از تحققالشیء و وجود خود شیء است که این یک حضور است، آن حضوری که خود وجود شیء باشد صرفنظر از مقام ادراکی که دارد به آن حضور نمیگویند منبابمثال اگر بچهای به دنیا بیاید نمیگویند که علم حضوری در اینجا برای او پیدا شده است یااینکه فرض کنید اگر این ضبط در اینجا هست نمیگویند که علم حضوری الآن در اینجا وجود دارد. همیشه علم را به ادراک اطلاق میکنند.
آنوقت صحبت در این است که این ادراک چگونه است؟ آیا حتماً باید ادراک به غیر باشد؟! یعنی چیزی نباشد و پیدا شود، آیا به این ادراک میگویند؟! اینکه ادراک عوام است منبابمثال من الآن اطلاع بر حیاط ندارم و در را باز میکنم اطلاع پیدا میکنم [آنوقت] به من میگویند که مدرک هست، معرفت پیدا میکنم ولی یک ادراک دیگر داریم که از غیر در انسان نمیآید بلکه انسان ذات خودش را میفهمد، اینکه ذات خودش را میفهمد به معنای چیست؟! آیا صورتی از این بدن در ذهن خودش میآورد که ببینید من الآن پنجتا انگشت دارم، مثلاً من الآن ناخن دارم، آیا این است؟! اینها که همه علم حصولی است [چون] نگاه کردم. یااینکه من الآن قیافه خودم را تصور میکنم که در آیینه هست تمام اینها علم حصولی است. آنچه که ما ذات خود را ادراک میکنیم سوای این است. اینکه شما الآن میگویید که من ذات خودم را ادراک کنم روی چه حسابی این حرف را زدهاید؟! غیر از اینکه اوّل ذات خودتان را بدون اینکه مِن حَیث لا یَشعر احساس میکردید بعد حالا میگویید که حالا این صورت خودم را در ذهن بیاورم، آن اوّلی را علم حضوری میگوییم یعنی علمی که ذات به ذات خودش دارد و نیاز به آوردنش در ذهن ندارد.
