
جلسه ۱۴۹
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
13تلمیذ: آقا میشود ما را ببرید ...؟!
استاد: چرا میشود، من؟! آقا من که ...
تلمیذ: پس آنهایی که به کمال نهایی رسیدهاند چه میکنند؟
استاد: باشد، از نظر عرضی به آنها اضافه میشود ولی طولی نه، از نظر عرضی اضافه میشود یعنی در آن رتبهای که دارند خود آن رتبه لایتناهی است.
تلمیذ: ...
استاد: بله، اما اگر ما سیر را سیر طولی بدانیم قابل توقف است یعنی بالأخره به یک حد یقفی میرسد که سیر طولی باشد ولی عرضی قابل توقف نیست.
... بأنَّهُ إذ کانَ عِلمُ النَفسَ بِهذهِ الصُور و هی مقبولةٌ و تلکَ قابِلةٌ و نِسبَةُ المقبولی إلی القابِل بِالإمکان حضوریاً کانَ عِلمُ العلةِ الفاعلیة بِالمعلول حضوریاً بِطریقٍ أولیٰ لِأنَّ نِسبةَ المَعلولِ إلی الفاعل بِالوجوب و لا سِیَّما الفاعلُ الإلهی المُخرِجُ لِلمَعلولِ مِنَ اللَیسِ المَحضِ إلی الأیسِ و مُعطِی الکَمالِ لَیسَ فاقداً لَه وَ لا یَشُذُّ عَن حیطةِ وجُودِه و سَعَةِ نورِه.1
«وقتی که علم نفس به این صور درحالتیکه نفس مقبول است و این صور قابله هستند و نسبت مقبول به قابل، امکان است» یعنی قابل مقبول را قبول میکند و اینها با همدیگر امکان دارند و «اگر این علم نفس به این صور درحالتیکه ممکن است نسبت امکان، حضوری باشد» و ما قائل به حضوری شویم و وجود الأشیاء عند النفس را علم بدانیم؛ «علم علت فاعلیه که نفس خلاق به معلول است به طریق أولیٰ حضوری است چون نسبت علت به معلول دیگر نسبت امکان نیست بلکه ضرورت است که معلول را از لیس محض به ایس خارج میکند، آنچه که کمال را اعطا میکند نمیشود فاقد آن کمال باشد» پس تمام این صور در نفس وجود دارند و او آنها را انشاء میکند. «یااینکه لیس فاقد را به فاعل الهی بدانیم؛ درحالیکه از حیطۀ وجود آن فاعل الهی و سعۀ نورش هیچچیزی کم نمیآید.»
فَأیةُ حاجَةٍ إلی صورةٍ تَکونُ ذَریعةً لَانکِشافِه عَلیه فَأوَّلٌ أیِ الحُصولیُّ تَعریفهُ صورةُ شیءِ حاصِلَةٌ لِلشَّیء. وَ الثَّانی أیِ الحضوریُّ تَعریفُه حُضورُ الشَّیءِ نَفسِه لَه أی لِلشَّیء. وَ لِهذا قالوا العلمُ الحضوریُّ هُوَ العِلمُ الذی هُو عینُ المَعلومِ الخارجی.2
- . منظومه، ج 2، ص 488.
- . منظومه، ج 2، ص 488.
