
جلسه ۱۴۷
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
3علم نمیتواند کیف باشد
تلمیذ: ... صدرالمتألهین علم را از جزء معقولات خارج کرده بود و از وجود میدانست.
استاد: نه، عرض کردم مرحوم صدرالمتألهین به حمل شایع کیف میداند. مرحوم حاجی این را از تحت مقولات خارج کرد یعنی اوّل ایشان فرمود که از همان نفس آن شیءِ خارج است بعد گفت: از همان مقولۀ وجود است.1
اشکال ما به مرحوم حاجی این بود ـ همان اشکال معروف که در همۀ مباحث حرکت هم این اشکال میآید ـ که هرچه که در تعیّن قرار بگیرد شما نمیتوانید آن را تحت مقولۀ وجود بدانید، بهطورکلی وجود اصلاً مقوله نیست، وجود خودش محقِّق مقوله است و نمیشود که مقوله باشد. ما میدانیم که بین این علم و علم دیگر اختلاف و امتیاز است، بنابراین این حد خورده است حالا یا حد جوهری خورده یا حد عرضی خورده است؛ در هر دو صورت وجودی است که حد خورده است و بنا بر اینکه خود کیف نمیتواند تغییر ماهوی در جوهر بدهد بلکه تغییری که کیف میدهد عرض است و این عرض گاهی یزول و گاهی یبقیٰ پس این عرض از بین میرود درحالیکه موضوعش هنوز باقی است و ما میدانیم که این علم میآید جوهر را تغییر میدهد؛ نفس ما را تغییر میدهد و به هر مقدار که ما علم پیدا کنیم تجرد ماهوی پیدا میکنیم. به عبارت دیگر از این نقطهنظر حرکت جوهریه در نفس ما پیدا میشود و به این برهان، علم نمیتواند کیف باشد.
این مطلب را ما آنجا عرض کردیم که نمیتواند از مقولۀ وجود باشد مانند حرکت و نمیتواند کیف باشد بهخاطر اینکه کیف تغییر ماهوی ایجاد نمیکند مضافاً به اینکه عَرَض همیشه بر نفس عارض میشود، درحالیکه نفس خودش خلاّق است و خلق میکند و جوهر نمیتواند خلق عرض کند و اینها دو مقولۀ جدا هستند. عرض به جای خودش، جوهر هم بهجای خودش است، جوهر نمیتواند خلق عرض کند اگر جوهر بخواهد خلق کند، بهمقتضای سنخیت ذاتیه باید خلق جوهر کند و چون خلق جوهر میکند از این نقطهنظر دیگر علم جوهر است و عرض نیست. حالا که علم جوهر شد، جوهری از همان مقولۀ خارج است و تفاوتش با خارج در این است ـ همۀ اینها را قبلاً عرض کردیم ـ که خارج، وجود خارجی به آن میخورد اما ذهن میآید وجود ذهنی به آن میدهد.
- . مصدر در حال بررسی
