
جلسه ۱۴۵
المقصد الثاني في الجوهر و العرض الفريدة الأولى في رسم الجوهر و ذكر أقسامه الفريدة الثانية في رسم العرض و ذكر أقسامه
جلسه ۱۴۵
توضیحات:
المقصد الثاني في الجوهر و العرض الفريدة الأولى في رسم الجوهر و ذكر أقسامه الفريدة الثانية في رسم العرض و ذكر أقسامه
جلسه ۱۴۵
12اینطور نیست که منظور از صور چندتا صورت باشد، دوتا صورت بیشتر نداریم؛ یا صورت جسمیت داریم یا صورت نوعیه داریم که در صورت نوعیه صور مثالی هم داخل هستند ولی در صور جسمیه دیگر صور مثالیه نیستند خود همان صورت است که جسم است.
فَالجمعُ مَنطقیٌ و جُوهرٌ لیسَ بِذاکَ و بِذا أیْ جوهرٌ لَیسَ مَحلاً لجوهرٍ و لَا حَالّاً فی جُوهرٍ إن مِنهُما أی مِنَ الجوهرینِ الحالِّ و المَحلِّ رُکِّبَ فَهو جِسماً أخذا. و دُونَه أیْ جُوهرٌ لَیسَ مَحلَّاً لِجوهرٍ و لَا حالاًّ فی جوهرٍ و کَانَ بِدونِ التَّرکیبِ مِنهما فَهو مُفارقٌ.1
«جمع ما در اینجا منطقی است که به دو چیز تعلق میگیرد» جمع نحوی نیست که به کمتر از سه چیز تعلق نمیگیرد که صور جمع صورت باشد و معنای کلیت استفاده شود. «یک جوهر دیگر هم داریم که نه این است و نه آن؛ یعنی نه محل است و نه حالّ در جوهر است حالا اگر از این دو جوهر حالّ و محل، ترکیب شود این را جسم میگویند»؛ جسم عبارت از ترکیب بین ماده و صورت است. «و غیر از این یعنی جوهری که نه محل برای جوهر و نه حال در جوهر است و بدون ترکیب از این دوتا هست را مفارق میگویند».
نَفسٌ إذا تَعلَّقُ ـ بِصیغةِ المضارعِ ـ جِسماً و إلاَّ أیْ إنْ لَم یَتَعلَّق بِالجسمِ فَهو عَقلُ المفارقِ ـ مَرفوعٌ عَلی القَطعِ مِنَ النَّعتِیةِ ـ کَما فی قولِه تعالیٰ: ﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ * ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾2 و یُمکِنُ أنْ یَتَعلَّقَ بِ «دونِه» أیْ و دونِه هو المُفارِقُ.3
«مفارق هم دو نوع است؛ یک نفس است وقتی که به جسم تعلق ـ به صیغه مضارع ـ بگیرد نفس میشود اگر تعلق به جسم نگیرد این را عقل مفارق میگویند». حالا چرا «المفارق» میگویند یعنی چرا الف و لام آوردیم درحالیکه اگر وصف برای عقل باشد بدون الف و لام میشود؟! «چون این دیگر قطع از نعتیت است. همانگونه که در قول خدا فرموده: ﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾» و نفرموده: «التی».
- . منظومه، ج 2، ص 462 و 463.
- . سوره همزة (104) آیه 1 و 2.
- . منظومه، ج 2، ص 463.
