
جلسه ۱۴۵
المقصد الثاني في الجوهر و العرض الفريدة الأولى في رسم الجوهر و ذكر أقسامه الفريدة الثانية في رسم العرض و ذكر أقسامه
جلسه ۱۴۵
توضیحات:
المقصد الثاني في الجوهر و العرض الفريدة الأولى في رسم الجوهر و ذكر أقسامه الفريدة الثانية في رسم العرض و ذكر أقسامه
جلسه ۱۴۵
10قسم دوم: جوهر حالّ است؛ جوهری که در آن محل میآید و آن محل را میپیچاند و گردش میدهد یعنی از این شکل به شکل دیگر درمیآورد به این صورت میگوییم؛ به حالّ صورت میگویند و به محل هیولا میگوییم مثل ماده و صورت.
قسم سوم: یک جوهر دیگر داریم که آن جوهر مرکب از محل و حالّ است این اجسام میشود؛ مرکب از ماده و صورت، جسم میشود.
قسم چهارم: یک جوهر دیگر داریم که اصلاً مرکب نیست ولی تعلّق به جسم دارد، آن نفس ناطقه میشود؛ نفس ناطقۀ انسان جوهر است و داخل در مرکبات هم نیست و داخل در اجسام هم نیست ولی تعلّق به ماده دارد.
قسم پنجم: یک جوهر دیگر هم داریم که ایشان میفرماید: تعلّق به ماده هم ندارد مانند ملائکه و صور نوریه و مفارقات عقلیه که اینها هیچ تعلّقی به عالم اجسام ندارند.
حالا عرض چیست؟! عرض درمقابل [جوهر] است؛ آن چیزی که قائم به غیر است، وجود «فینفسه» دارد ولی وجود «فینفسه» آن «لغیره» است، «فینفسه» و «لنفسه» نیست، «لنفسه» ندارد ولی «لغیره» دارد یعنی اگر بخواهد در خارج تحقق پیدا کند باید حتماً قائم بالغیر باشد و بدون قیام به غیر تحقق ندارد گرچه عقل میتواند برای این یک وجود «فینفسه» تصور کند. بعد هم اختلاف شده است که ما چندتا عرض داریم؛ آیا نُهتا داریم، دهتا داریم یا سهتا یا چهارتا داریم. بعضیها کمّ و کیف را هم داخل در مقولۀ اضافه دانستهاند.
تلمیذ: جوهر در خارج بدون عرض که تحقق ندارد و حتی قابل رؤیت هم نیست پس با خود عرض در این نقطه اشتراک دارند که احتیاج بههم دارند؛ هم جوهر به عرض احتیاج دارد و هم عرض به جوهر احتیاج دارد.
استاد: ببینید صحبت احتیاج نیست. صحبت در این است که کدام یک از آنها ظرف برای دیگری هستند؛ آیا باید اوّل جوهر باشد تا عرض بر او قائم باشد یا اوّل عرض باشد و جوهر بر او قائم باشد؟! از نظر عقلی تقدّم و تأخّر به کدامیک از این دو برمیگردد؟! اوّل به جوهر برمیگردد بعد به عرض برمیگردد.
