اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

جلسه ۱۴۴

توضیحات:

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۴۴

11
  • بنابراین ما به این نکته می‌رسیم که تمام این حقایقی که ما واقعاً این حقایق را در عالم می‌بینیم حصه‌هایی از وجود هستند که این حصه‌های از وجود با توجه به ماهیت خود، به شکل‌های متفاوت می‌باشند و جدای از وجود نیستند و این تعددات باعث تعدد به‌عنوان وجودات مستقل نشده‌اند بلکه همان وجود است که به این کیفیات درآمده است و جدای از هم نیستند و اینجا است که شاعر می‌گوید:

  • این‌همه عکس مِی و نقش مخالف که نمود***یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد1
  • یعنی تمام عالم وجود عبارت از یک مظهریت پروردگار است که آن مظهریت پروردگار هیچ جدای از آن مُظهر نخواهد بود و اصلاً «دو» در اینجا دیگر معنا ندارد، «دو» درصورت انفکاک است، وقتی هرچه در عالم، وجود پیدا می‌کند منفک نباشد پس شما چگونه می‌توانید برای مظهریت «دو» تصور کنید؟! دیگر «دو» وجود ندارد، «دو» در صورتی است که یک پارچ اینجا باشد و یک پارچ هم آنجا باشد، می‌گویید که این یک پارچ و آن‌هم دوتا، یا این یک لیوان و آن‌هم یک لیوان دیگر که دوتا می‌شوند ولی وقتی بگویید که این لیوان، پارچ، سینی، فرش، دیوار و همۀ اینها صور متعدده برای یک حقیقت هستند پس در عالم خارج اینها مستقل‌اند؟! دیگر مستقل نیستند، درعین‌حال که هر کدام یک اثر خاصی دارند، باشد، این اثرات برای خاصیت وجود است که اثرات تفاوت پیدا می‌کند و ظهورات تفاوت پیدا می‌کند مثلاً یک وجود ظهورش این‌طور است؛ وجود دیگر ظهورش آن‌طور است، وجود ظهورش خوشگل است ولی یک وجود ظهورش بدگل است، یک وجود ظهورش نرم و ملایم، یک وجود ظهورش زمخت و سفت است، یک ظهور شیرین است، یک ظهور تلخ است، همۀ اینها خاصیت‌های وجود است ولی دوباره این ظهورات باعث این نمی‌شود که اصل حقیقت دوتا شود.

  • غیر قابل قسمت بودن وجود

  • اصل و حقیقت همه‌اش حقیقت وجود است؛ لذا یک فروغ رخ ساقی است یعنی یک مظهریت در اینجا داریم و تمام آنچه که تغییر و تبدّل پیدا می‌کند از آن یک مظهریت خارج نمی‌شود، اصلاً نمی‌شود دویی تصور کرد، إلی قیام قیامت و جلوتر [از آن] برو دائماً تغییر و تبدّلات در عالم انجام بگیرد، تا حالا میلیاردها تغییر انجام بشود شما صد برابر هم روی آن بگذار دوباره همان یک فروغ رخ ساقی است و دوتا نشده است چون وجود قابل قسمت نیست، وجود قابل تعدد نیست.

    1. . دیوان حافظ، غزل شمارۀ 111.
/