جلسه ۱۴۰
توضیحات:
53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول
جلسه ۱۴۰
9... و بَیَّنوا أنَّ أوّلَ صادرٍ مِن الواحدِ بِالوَحدَةِ الحقَّةِ الحَقیقیةِ لا بُدَّ أنْ یَکونَ واحداً بِالوَحدةِ الحَقَّةِ و لکن ظِلیّة لَا الواحدُ بِالوَحدةِ العَدَدیةِ المَحدودةِ.
فَاتَّحدَ المَعلولُ حیثُ اتَّحَدَت العلةُ کذاک فی وَحدَتِه أیْ وحدةِ المعلولِ قد تَبَعَت العلةُ فَکانت واحدةً. فَلا یَجوزُ تَوارُدُ عِلتینِ مُستقلتینِ لِمَعلولٍ واحدٍ شخصیٍ اجتماعاً و تبادلاً بَل تَعاقباً.1
«بیان کردند که اوّل صادر از واحد به وحدت حقۀ حقیقیه باید به وحدت حقه واحد باشد ولکن ظلّیه»، یعنی معلول برای آن وحدت حقیقیه است و خودش مستقل نیست. آن صادر، واحد به وحدت عددیۀ محدوده نیست. بنابراین با این بیان ما «معلول متحد میشود در آنجایی که علت متحد است»، معلول متکثر میشود در آنجایی که علت متکثر است «همینطور در وحدتِ معلول، علت تابع است پس نمیشود که دو علت مستقل برای معلول واحد شخصی بیاید، اجتماعاً؛ هر دو باهم جمع شوند تبادلاً؛ یکی بدل از دیگری بیاید و تعاقباً؛ یکی برود یکی دیگر بیاید»، نمیشود اینطور باشد. اگر معلول واحد است علتش هم باید واحد باشد. نمیشود که دو علت باهم یک معلول را بهوجود بیاورند و همینطور نمیشود علیالبدل بهوجود بیاورند مثلاً دوتا تیر به کسی خورده است نمیشود بگوییم که یکی از این دوتا علیالبدل است یا این علت است یا آن ولی هردو میشود باشد، نه نمیشود. «تعاقباً» یعنی یک علت برود و علت بعدی بیاید جای او بنشیند و معلول، واحد باشد، اینهم نمیشود. اگر تعاقبی هست معلولش هم تعاقب دارد مثل اینکه ما هر قدمی را که برمیداریم این قدم ما معلول یک علت است قدم بعدی برای علت دیگر و انرژی دیگر است. مثلاً اگر ما یک مشت نان یا گندم خوردیم هرکدام از این قدمها برای یک دانه گندم است فرض کنید این یک قدم، یک گندم finish قدم دوم گندم دوم رفت همینطور تا وقتی که تمام این گندمهای شکم ما همه بسوزد آنوقت سر جایمان میایستیم. درست مثل بنزینی که شما در باک بریزید فرض کنید که ده لیتر بنزین بزنید هر چرخی از این ماشین که میگردد یک قطره بنزین میسوزد، همینطور چرخ دوم سوم تااینکه بنزین باک تمام میشود آنوقت ماشین میایستد. بعضی از باکها را هرچه بنزین بزنید پر نمیشود!!
- . منظومه، ج 2، ص 448 و 449.

