اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

جلسه ۱۴۰

توضیحات:

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۴۰

4
  • یعنی ممکن است معد باشد ولی معلول نباشد به‌‌خاطر اینکه بقیۀ شرایط هنوز آماده نیستند.

  • و منها أنَّ الواحدَ لا یَصدُرُ عَنه إلاّ الوَاحد و أنَّ الواحدَ لا یَصدُرُ إلاّ عَنِ الواحدِ. مَصدرُ ذاکَ لَیسَ مصدراً لِذا معنیً أی ذاتاً.1

  • یکی از آنها این است که از علت واحد فقط معلول واحد صادر می‌شود و معلول واحد صدور پیدا نمی‌کند مگر از علت واحد. مصدر این معلول محل صدور مصدر برای او نیست، «معناً» یعنی «ذاتاً».

  • یعنی اگر ما دو معلول مثل هم دیدیم باید بدانیم که این معلول یک مصدری دارد و آن معلول مصدر دیگری دارد نه‌اینکه مصدر هردو یکی است.

  • فإنَّ کُلَّ عِلَّةٍ لا بُدَّ أنْ یَکونَ لَها خُصوصیةٌ بِحَسَبِها یَصدُرُ عَنها المَعلولُ المُعَیَّنُ کَما أنَّ لِلنّارِ خُصوصیةً بِالنِّسبةِ إلی الحَرارةِ و هی الصُّورةُ النُّوعیةُ النَّاریةُ و لِلماءِ خُصوصیةً بِالنِّسبةِ إلی البُرودَةِ فَذاکَ و ذا فِیما نَحنُ فیه کَالنُّورِ و الظلمةِ کُلٌّ یَقتَضِی خُصوصیةً فی العلةِ یُناسِبُ صُدورَه.

  • و إذا تَحَقَّق في بسيطٍ و صَدَقَ عَليه هذان المَفهومان أعَني مصدرَ ذاك و مصدرَ ذا فَكُلُّ اقتَضَى‌ في ذلك البَسيطِ ما بِحذا أيْ الخصوصيةَ الخاصةَ فيَتَرَكَّبُ ذلك البسيط.2

  • هر علتی باید یک خصوصیتی بحسبها داشته باشد تا معلول معیّن از آن صدور پیدا کند همان‌طور که آتش خصوصیتی نسبت به حرارت دارد که آن حرارت معلول برای نار است؛ آن حرارت عبارت از صورت نوعیۀ ناریه است و آب نسبت‌ به برودت خصوصیتی دارد. این دوتا در مانحن‌‌فیه مثل نور و ظلمت می‌مانند؛ هرکدام اقتضای خصوصیت در علتی می‌کنند که با صدور آن معلول مناسبت دارد.

  • وقتی‌ که این مسئله در یک امر بسیط محقق شد و این دو مفهوم بر آن صدق کرد یعنی مصدر این و مصدر آن، هرکدام در این بسیط ما بحذا را اقتضا می‌کنند یعنی خصوصیت خاصه را که ما بحذا خودشان است. این بسیط مرکب می‌شود.

  • پس وقتی شما در یک جا می‌بینید که نور هست باید بدانید که شیئی علت برای نور شده و یک شیء هم علت برای ظلمت شده است و از ترکیب این دو شیء این موقعیت خاص به‌وجود آمده است اگر نور بیشتر بود آن علت نوریه از علت آن قوی‌تر بود و همین‌طور هَلُمَّ جَرَّا آن‌وقت من‌‌حیث‌‌المجموع این ماهیت مرکبه وجود پیدا می‌کند. الآن بدن آدمی دارای یک صحت است که به آن اعتدال مزاجی می‌گویند، این اعتدال مزاجی بیخود به‌دست نیامده است بلکه فرض کنید از ترکیب و فعل‌ و انفعالات اخلاط اربعه که عبارت از سودا و صفرا و بلغم و خون است به‌دست آمده است ـ بنا بر طب قدما که صحیح هم همان بوده است نه اینهایی که امروزی‌ها می‌گویند ـ خلاصه از اینها یک مزاج به‌دست می‌آید؛ اگر بلغم کسی زیاد باشد یا صفرا، سودا و دم هرکدام از اینها یک تأثیری می‌گذارند و یک مزاجی را به‌وجود می‌آورند و هرکدام از اینها اگر بیشتر باشند یک اثری در این مجموعۀ مرکب به‌وجود می‌آید. مثلاً می‌بینید که شخصی تند است معلوم است که سودایش غلبه کرده است یکی آدم خپل و شل مشلی3 است این بلغمش غلبه کرده است. یکی حالات عصبی دارد شاید مثلاً صفرایش غلبه کرده است. این علل مختلفه در مزاج انسان تأثیر می‌گذارند و از تأثیر این علل مختلفه هر شخصی دارای یک مزاجی هست؛ مزاج تند و مزاج کُند و امثال‌ذلک. شما در اشیاء خارجی هم همین را می‌بینید، فرض کنید که می‌خواهید معجونی درست کنید که این معجون یک اثر بگذارد و خواصی داشته باشد، از هرکدام از این ادویه به‌مقدار معیّن مخلوط می‌کنید تااینکه دارو بشود حالا اگر این مقدار معیّن زیاد یا کم شود اثر این دارو هم زیاد یا کم می‌شود. هرکدام از این علل اثری را در این مزاج به‌وجود می‌آورند و این بسیط تبدیل به یک مرکب می‌شود پس تأثیری که الآن این دارو برای شما دارد به‌واسطۀ تأثیرهایی است که علل مختلفه این تأثیرها را در این دارو قرار داده‌اند و از مجموع آن علل مختلفه این اثر خاص به‌وجود آمده است.

    1. . همان.
    2. . منظومه، ج 2، ص 447.
    3. . لغت‌نامه دهخدا: شل مشلی. (اصطلاح عامیانه) صفت است برای آدم‌های بی‌حال و وارفته و شل و ول و تنبل.
/ 380