اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

51. غرر في أحكام مشتركة بين العلل الأربع 52. غرر في بعض أحكام العلة الجسمانية

جلسه ۱۳۸

توضیحات:

51. غرر في أحكام مشتركة بين العلل الأربع 52. غرر في بعض أحكام العلة الجسمانية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۸

9
  • و لَم نُشِر إلی دلیلِ المَسألتین مَعَ طولِ ذیلِه فی الأولیٰ إذ بِمقتضی ثُبوتُ الحَرکةِ الجوهریةِ فی القُویٰ و الطَّبائعِ کُلُ قوةٍ تَنحَلُّ إلی قویٰ کُلُ واحدةٍ مِنها مَحفوفةٌ بِالعَدمینِ مَحدودةٌ ذاتاً و أثراً.1

  • «ما اشاره به دلیل دو مسئله نکردیم بااینکه این در مسئلۀ اوّلی خیلی طویلُ الذیل است و خیلی جای بحث دارد. به‌خاطر این اشاره نکردیم چون این قضیه، هر دو را می‌گیرد؛ به مقتضی ثبوت حرکت جوهری در قوا و طبایع چون قوا در ماده هستند و ماده هم دارای حرکت جوهری پس هر قوه‌ای منحل به قوایی می‌شود.» مثلاً الآن این‌قدرتی که در دست من هست قائم به ‌دست من است و دست من هم به مقتضای حرکت جوهری دائماً در حال تغییر و تبدل است؛ دستی که در کودکی بوده است با این دست ـ الآن ـ فرق می‌کند و همین‌طور این دست در بعدها اگر زنده بودیم تفاوت پیدا می‌کند والاّ که هیچ. پس دائماً این دست در حال حرکت جوهری بوده است و در هر آنی یک قوۀ در همان آن را داشته است پس همان‌طوری که خود ماده در حال تغییر و محکوم به عدمین است قوایی که در این ماده هستند هم محکوم به عدمین هستند پس هر قوه‌ای همان تأثیر آنی خودش را دارد نه تأثیر قبلی و نه تأثیر بعدی. «هر قوه‌ای منحل می‌شود به قوایی که هرکدام از این قوا محکوم به دو عدم هستند؛ عدم سابق و عدم لاحق. این‌ قوا ذاتاً و اثراً هم محدود هستند». این مربوط به مسئلۀ اوّل بود حالا راجع به مسئلۀ دوم چه می‌گویید که باید این علت از نظر وضع با معلول، در یک وضع خاص باشد؟!

  • و اشتراطُ الوَضعِ أیضاً سَهلُ النیلِ بَعدَ تصورِ أنَّ احتیاجَ القُوةِ إلی المَادةِ فی الوُجودِ یَستَلزِمُ احتیاجَهَا إلیها فی الإیجادِ و لِتَفَرُّعِ الإیجادِ عَلی الوجودِ و الاحتیاجِ إلی المادةِ فی الإیجادِ لِیَحصُلَ بِها لِلقوَّةِ وَضعٌ مَعَ مُنفَعِلِها و إلاّ لَم تَکن مُحتاجةً إلی المادةِ فی الإیجادِ فَلَم تَکُن مُحتاجةً إلیها فی الوجودِ لأنَّ الغَنیَّ فی الفعلِ غَنِیٌ فی الذَّاتِ فَلَزِمَ کونُها مُفارقةً. و قَد فَرضناها ذات المادةِ هذا خُلفٌ. فَنَفسُ تَصوُّرِ أنَّ القوةَ جسمانیةٌ و ذاتُ مادةٍ أدَّتنا إلی المطلوبِ.2

    1. . منظومه، ج 2، ص 444.
    2. . منظومه، ج 2، ص 444.
/