اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

51. غرر في أحكام مشتركة بين العلل الأربع 52. غرر في بعض أحكام العلة الجسمانية

جلسه ۱۳۸

توضیحات:

51. غرر في أحكام مشتركة بين العلل الأربع 52. غرر في بعض أحكام العلة الجسمانية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۸

6
  • أو ذاتیةٌ أو عرضیةٌ فَالفاعل بِالذَّاتِ هو الذی لِذاتِه یَکون مَبدأً لِلفعلِ و الفاعلُ بِالعرضِ مثل السُقمُونِیا لَلتَّبرید مَعَ کونِه حاراً بِالطبعِ فإنَّ فِعلَه بِالذَّاتِ إزالةُ الصَّفراءِ و إذا زالَتْ الصَّفراءُ حَصلَت البرودةُ فَتضافُ إلیه.1

  • علت یا علت ذاتی است یا بالعرض است فاعل بالذات ذاتاً مبدأ برای فعل است و فاعل بالعرض مانند سُقمونیا2 که باعث تبرید بشود. در اینجا فرض این است والاّ طبع سقمونیا گرم است. خود سقمونیا می‌آید صفرا را ازبین می‌برد و وقتی‌ که برودت در مزاج پیدا می‌شود پس این در اینجا فاعل بالعرض است پس برودت اضافه به سقمونیا می‌شود و می‌گویند: سقمونیا باعث تبرید شد ولی تبرید برای ازالۀ صفرا است نه برای سقمونیا.

  • این کاشانی‌ها مثل اینکه یک رسمی دارند که قبل‌ از ظهر یک سفره می‌اندازند هندوانه و این چیزها می‌خورند و می‌گویند: «تبرید». ما خیلی کوچک بودیم، قمصر که رفتیم تقریباً نزدیک ظهر بود؛ ساعت یازده بود ده و نیم آمدند سفره انداختند، گفتیم که می‌خواهید ناهار بیاورید؟! گفتند: نه حاج‌آقا این سفرۀ تبرید است! گفتیم که تبرید چیست؟! گفتند: شما عربی خواندید نمی‌دانید تبرید چیست؟! بعد گفتند که رسم ما است که قبل از ظهر تبرید [می‌خوریم] یعنی خودمان را خنک می‌کنیم؛ حالا خیار، ماست، هندوانه و امثال‌ذلک می‌آوردند. اسمش تبرید بود. شما نشنیده‌اید؟!

  • تلمیذ: ما می‌دانستیم که همین سفره‌ای پهن می‌کنند اما تبرید را نمی‌دانستیم ...

  • و ذَکَروا لِلفاعلِ بِالعَرَضِ أقساماً و إنْ شِئتَ فَارْجِع إلی کُتُبِهِم. و المادةُ بِالذاتِ مَا یَقبَلُ شَیئاً بِذاتِهِ و بِالعَرَضِ مِثل أنْ یُؤخَذَ القابلُ مَعَ ضدِّ المَقبولِ فَیُجعل مَادةٌ له مِثلُ الماءِ لِلهواءِ و النُّطفة لِلإنسانِ فإنَّ الصُورةَ المائیةَ أو النطفیةَ ضدٌ لِلمقبولِ و لا بُدَّ أن یَبطل عَن المادةِ.3

  • «برای فاعل بالعرض اقسامی را ذکر می‌کنند که اگر خواستی به کتب آنها مراجعه کن. مادۀ بالذات آن چیزی است که قبول شیء می‌کند بذاته و بالعرض مثل اینکه برای قابل أخذ می‌شود با ضد مقبول یعنی قابل با ضد مقبول أخذ می‌شود. پس مادۀ بالذات آن است که شیئی ذاتاً قبول می‌کند مثل چوب برای سریر و بالعرض مثل آب برای هوا»؛ آب بالذات مادۀ برای هوا نیست بلکه ممکن است بالعرض مادۀ برای هوا باشد یعنی باید با آتش و امثال‌ذلک در شرایطی قرار بگیرد تا تبدیل به هوا شود یااینکه فرض کنید بخاری از آن بلند شود و در یک شرایطی در هوا قرار بگیرد تا مثلاً اکسیژن شود اما بالذات نیست. «نطفه برای انسان» بالعرض است ذاتاً نیست چون نطفه مادۀ برای علقه است و جنین برای انسان بالذات است نه خود نطفه و «صورت مائیه یا صورت نطفه ضد مقبوله است» نه‌اینکه مجانس با ماده است «باید این‌ از ماده باطل بشود».

    1. . منظومه، ج 2، ص 440.
    2. . گیاهی است از خانوادۀ پیچک. این گیاه به دور گیاهانی که در نزدیکی‌اش وجود دارد می‌پیچد و تا ارتفاع 5/۲ متر بالا می‌رود. این گیاه دارای ریشه ضخیم و گوشتی است و گل‌هایی به رنگ سفید یا زرد کم‌رنگ دارد رنگ صمغی که در ریشه آن قرار دارد کبود رنگ و مانند صدف است. قسمت مورد استفاده آن صمغی است که از ریشه آن گرفته می‌شود.
    3. . منظومه، ج 2، ص 440 و441.
/