اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

49. غرر في العلة الصورية 50. غرر في العلة المادية

جلسه ۱۳۷

توضیحات:

49. غرر في العلة الصورية 50. غرر في العلة المادية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۷

8
  • بنابراین آنچه که در علت صوری مطرح است این است که صورت در مادیات عبارت از یک معنا یا یک صفت یا یک ذات است که مادۀ خودش را از حالت ابهام بیرون بیاورد، این «صورت» می‌شود. یااینکه اصلاً صورت شیء که ما می‌گوییم که فعلیت یک شیء است عبارت از فعلیت ماهیت یک شیء است، نه ماهیت مادی، چون ممکن است ماهیت مجرد باشد و در مجردات مانند عقول مفارقه و امثال‌ذلک که ماده وجود ندارد اینها صورت محض هستند؛ اینها ماده ندارند تااینکه مادۀ آنها قابل شکل‌گیری به اشکال مختلف باشد و بعد یک صورتی بیاید آنها را شکل دهد، نه! اینها اصلاً فعلیت هستند؛ فعلیت محضه هستند و ماده ندارند.

  • بنابراین از این نقطه‌نظر ما به این مسئله می‌رسیم که هرچه بخواهیم از نقطه‌نظر تجرد به تجرد بیشتری نزدیک‌تر شویم، جنبۀ مادی صورت ضعیف می‌شود و جنبۀ صوری صورت قوی می‌شود تا به‌جایی که به وجود منبسط برسیم و در آنجا دیگر هیچ ماده‌ای وجود ندارد و فقط صورت محض است. بنابراین خداوند متعال چون فعلیت محض است و هیچ جهت قابلیتی در او وجود ندارد و هیچ جهت تغییر و تبدّلی در ذات او راه ندارد، صورت علی‌الإطلاق می‌شود، بر همین اساس یکی از معانی‌ای که برای صورت کرده‌اند صورت علمیه است، از این جهت خداوند متعال صورت علمیه برای ما دارد.

  • امکان تعقل خداوند بالإبهام

  • ما می‌توانیم خداوند را تعقل کنیم البته بالإبهام چون می‌توانیم آن معنای فعلیت ذاتی را در ذهن خودمان بیاوریم، این بحث برای علت صوری است که این بحث در مباحث معاد و امثال‌ذلک خیلی به‌‌درد می‌خورد.

  • ارتباط بحث علت صوری و مادی به مباحث معاد

  • بحث علت صوری و علت مادی به مباحث معاد مربوط می‌شود، آن‌وقت در آنجا به اشکال شبهۀ آکل و مأکول از همین راه جواب داده می‌شود که اصلاً خود ماده وزان و ارزشی ندارد بلکه عمده همان صورتی است که به او تعلّق می‌گیرد و چون نفس، صورت مجرد است و آن نفس به ماده تعلّق گرفته است، به هر ماده‌ای که تعلّق بگیرد آن ماده را هم‌سنخ با خودش قرار می‌دهد. بنابراین شما به این ماده که نفس زید به آن ماده تعلّق می‌گیرد زید می‌گویید، به‌‌خاطر اینکه [نفس زید به آن تعلّق گرفته است] و اگر به ‌همین ماده نفس عمرو تعلّق بگیرد شما به این عمرو می‌گویید، اگر به ‌همین ماده نفس بکر تعلّق بگیرد شما به این ماده بکر می‌گویید، حالا اشکالی ندارد که شکلش را عوض بکند یا عوض نکند.

/