اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

49. غرر في العلة الصورية 50. غرر في العلة المادية

جلسه ۱۳۷

توضیحات:

49. غرر في العلة الصورية 50. غرر في العلة المادية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۷

4
  • بناءًعلیٰ‌هذا آنچه که حقیقت یک شیء را تشکیل می‌دهد عبارت است از صورت آن که الآن این صورت فعلیه‌اش به چه نحو است ولی ماده بودنش دخالتی در اختلاف بین انواع و اختلاف بین اصناف ندارد، آن صورت آن شیئیت است. البته در اینجا بحثی که مطرح کردند و این بحث را خلط کردند، در بحث تعلّق نفس و روح به جسم در اینجا یک مسئله را خلط کردند؛ بین صورت مادی و جسمیت با صورت نفسانی و نفسی خلط کردند و گفتند که صورت زید عبارت است از نفس زید که الآن به این بدن تعلّق گرفته است و بین این دو نمی‌شود انفکاکی قائل شد. این قضیه در بحث نفس و امثال‌ذلک می‌آید و در اینجا وقتی‌ که بخواهیم بالإجمال اشاره‌ای کنیم این‌طور می‌گوییم که یک‌وقت شما صورت تجوهری نفس زید را درنظر می‌گیرید و یک‌وقت بدن زید را درنظر می‌گیرید، صورت بدن زید عبارت از نفس زید نیست بلکه بدن زید عبارت است از همان صورتی که حیوانیتی دارد‌ که اصلاً به نفس کار ندارد، صورت بدن زید عبارت است از همان صورت لحمیت که بین انسان‌ها و حیوان‌ها مشترک است، عبارت است از همان شکل ظاهر که بین انسان‌ها و بین حیوان‌ها مشترک است. این صورت، صورت جسمیتش است بعد در این صورت جسمیت یک جوهری حلول می‌کند، حالا اسمش را حلول می‌گذاریم ولی حالا به عبارت اعم تعلّق می‌گیرد.

  • بحث در این است که آن شیئی که تعلّق می‌گیرد، آیا ماده دارد یا ماده ندارد؟ آیا مجرد است یا مجرد نیست؟ نه اینکه آن چیزی که به این بدن تعلّق می‌گیرد صورت جسمیتِ این می‌شود و دلیلش این است که وقتی‌ شخصی از دنیا می‌رود درعین‌حال واقعاً صورت جسمیتش که ‌صورت انسانیتش باشد تفاوت نکرده است، شما به او نگاه می‌کنید و هیچ تفاوتی نمی‌بینید، فقط چشم‌هایش را بسته است یا چشم‌هایش را باز گذاشته است ولی می‌بینید که روح ندارد حرکت ندارد شعور ندارد ادراک ندارد پس این صورتی که الآن دارد، به نفسش کاری ندارد، این صورت او است. شما با یک کارخانه هم اگر می‌توانید سلول‌ها را بغل هم بگذارید به‌نحوی‌که زیدی درست کنید همان‌طور که مجسمه درست می‌کنید و اجزاء مواد را در کنار هم می‌گذارید؛ مجسمه درست می‌کنید اصلاً نمی‌فهمند این زید است یا مجسمه است. چنان نقاشی می‌کشید که [شخص] نمی‌فهمد که این واقعاً عکس است یا واقعاً خود شخص است. می‌گویند که کمال‌الملک که نقاشی و تابلویی می‌کشید شما خیال می‌کردید واقعاً این جلوی شما نشسته است! این‌قدر برجسته و عالی [می‌کشید]. مجسمه هم همین‌طور است چه اشکال دارد که شما در کارخانه‌ای یا دستگاهی در لابراتواری یا امثال‌ذلک سلول‌های یک موجود زنده یا مرده را کنار همدیگر قرار دهید و به یک زید تبدیلش کنید به‌طوری‌که تا با شما حرف نزند شما نفهمید که این زید است یا عمرو، این که کاری ندارد این که چیزی نیست، حالا اگر تابه‌حال انجام نگرفته است ما دلیل بر عدم وقوعش نداریم، نه این هیچ مسئله‌ای نیست، اگر بخواهیم راجع به آن دلیل بیاوریم در بحث عدم وقوع در بحث مجردات است.

/ 380