اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

49. غرر في العلة الصورية 50. غرر في العلة المادية

جلسه ۱۳۷

توضیحات:

49. غرر في العلة الصورية 50. غرر في العلة المادية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۷

13
  • تعریف هیئت

  • هیئت یعنی وضع و ترکیب. شکل هم همین‌طور است شکل یعنی [مثلاً] شکل این مستطیل است البته هیئت به ترکیب اجزاء هم گفته می‌شود چون در اینجا به معنای ترکیب اجزاء آمده است، از ترکیب اجزاء هیئتی ترکیب می‌شود؛ هیئت ترکیبیه از عناصر، از ادویه و از مواد یک هیئت خصوصی ترکیب می‌شود که به آن هیئت ترکیبیه می‌گویند. صورت آن هیئت ترکیبیه؛ سرکه و انگبین، سکنجبین یا سرکه و شیره، شربت و امثال‌ذلک است در واقع این مواد و عناصری که در ترکیبشان هیئت را به‌وجود می‌آورند. و همین‌طور به اعراض هم هیئت گفته می‌شود که اینها دارای این اعراض هستند، عرضش این‌طور است سفید است سیاه است و به‌‌طورکلی مستطیل است یا مکعب است و امثال‌ذلک. شکل هم که به همان صورت شکلیت ظاهری گفته می‌شود و «صورت علمیه هم به آن تصورات و تصدیقات ذهنی گفته می‌شود» که در ذهن انسان است که به آن صورت علمیه می‌گویند چون تا شیئی تشخّص پیدا نکند نمی‌شود در ذهن بیاید، به این هم صورت علمیه می‌گویند. پس پنج‌تا شد: جسمیت، نوعیت، شکل، هیئت و صورت علمیه.

  • قالَ الشَّیخُ فی إلهیاتِ الشفاء و أمَّا الصُّورةُ فَنَقولُ قَد یُقال صُورةٌ لِکلِّ مَعنی بِالفعلِ یَصلَحَ أنْ یُعقَل حَتی تَکونَ الجواهرُ المُفارِقَةُ صوراً بِهذا المَعنیٰ. وَ قَد یُقالُ صُورةٌ لِکلِّ هیئةٍ و فِعلٍ یَکونُ فی قَابلٍ وُحدانی أو بِالتَّرکیبِ حَتی تَکونَ الحرکاتُ و الأعراضُ صُوراً.1

  • شیخ در شفا اینها را تقریر می‌کند و می‌فرمایند که صورت برای هر معنای بالفعلی که صلاحیت دارد معقول شود (ایشان همین قسم پنجم را می‌خواهد بگوید که صورت علمیه است) حتی جواهری که مفارق است مانند عقول، بهذا المعنی صور است.

  • آن‌وقت روی این‌ حساب خداوند متعال هم صورت علمیه برای انسان می‌شود به آن‌هم صورت گفته می‌شود.

  • وَ قَد یُقالُ صُورةٌ لِکلِّ هیئةٍ و فِعلٍ یَکونُ فی قَابلٍ وُحدانی أو بِالتَّرکیبِ حَتی تَکونَ الحرکاتُ و الأعراضُ صُوراً.2

    1. . منظومه، ج 2، ص 433.
    2. . منظومه، ج 2، ص 433 و 434.
/ 260