اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

49. غرر في العلة الصورية 50. غرر في العلة المادية

جلسه ۱۳۷

توضیحات:

49. غرر في العلة الصورية 50. غرر في العلة المادية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۷

12
  • پس علت در وقتی است که ما ماده ـ البته یکی است ولی لحاظ فرق می‌کند ـ و صورت را باهم نگاه کنیم، یک کل ترکیب می‌شود بعد می‌گوییم که علت برای این مجموع «علت صوری» است ولی برای خود ماده «صورت ماده» می‌شود چون صورت، ماده را به‌وجود نمی‌آورد، بلکه ماده خودش هست. بله به ماده شکل و هویت می‌دهد. پس نسبت به کل، علت صوریه می‌گویند، فاعل می‌گویند علت فاعلی و صورت می‌گویند برای محل؛ یعنی نسبت‌ به محل که ماده باشد صورت می‌گویند، نسبت‌ به علت و ماده، صورت می‌گویند.

  • یَعنی أنَّ لِلصُّورةِ اعتِبارَین. فَبِاعتِبارِ أنَّها جُزءٌ لِلمُرکَبِّ مِنها وَ مِن المادةِ علةٌ صوریةٌ لِلمُرکبِ. و بِاعتبارِ أنَّها تُقَوِّمُ المَحَل أعنی المادةَ علةُ فاعلیةٌ و صورةٌ لِلمَحل. وَ هکذا فِی المادةِ و یعلم مِن هنا حالها.1

  • برای صورت دو اعتبار هست؛ به اعتبار اینکه جزئی است برای مرکب از این صورت و ماده است که به آن علت صوریه برای مرکب می‌گویند و به اعتبار اینکه صورت به محل که ماده باشد قوام می‌دهد به آن علت فاعلی و صورت محل می‌گویند و دیگر علت نمی‌گویند و در ماده هم همین‌طور است و حالش از اینجا دانسته می‌شود.

  • اگر نسبت‌ به ماده و صورت نگاه کنید ماده علت مادی می‌شود چون تا ماده نباشد خود صورت هم تحقق ندارد دیگر ولی اگر از این ‌نظر که قابلیت برای صورت را دارد نگاه کنید به آن ماده می‌گویند و دیگر علت نمی‌گویند.

  • تُقالُ أی الصُورةُ لِمَعانی ذَکَرنا خمَسةً مِنها لِلجِسمیةِ أی الصُّورةُ الجِسمیةُ و الصُّورةُ النوعیةُ و الشِکلُ و الهِیئةُ مُطلقاً و الصُّورةُ العلمیة.2

  • «صورت برای معانی گفته می‌شود که ما پنج‌تا از آن را ذکر کردیم؛ یکی این است که به جسمیت صورت جسمیت می‌گویند» مانند صورة‌الجسمیة که یعنی صورت خود جسمیت در مقابل صورت روحانیت، جسم در مقابل معنا، جسم یعنی ماده. «به آن صورت نوعیه می‌گویند»، این‌هم همین‌طور یعنی نوع نسبت‌ به جسم دراین‌صورت جنس و فصل می‌شود چون در اینجا جنس و نوع می‌شود. یک‌وقت می‌گوییم: صورت حیوانیت و یک‌وقت می‌گوییم: صورت بقریت، صورت حیوانیت با صورت بقریت دوتا است، صورت حیوانیت معنای حیوان را ترسیم می‌کند اما صورت بقریت این معنا را مشخص می‌کند و محدود می‌کند. پس صورت نوعیت عبارت از آن حالتی است که بقر دارد، صورت انسانیت عبارت از آن حالتی است که با آن حالت انسان از بقیه جدا می‌شود این را صورت انسانیت می‌گوییم، صورت حیوانیت آن‌ حالتی است که حیوان از حجر و شجر جدا می‌شود به آن صورت جسمیت می‌گوییم. «صورت شکلیت هم‌ می‌گویند، و صورت هیئت مطلقاً» یعنی چه هیئت در اعراض چه هیئت در خود ذات، مثلاً می‌گوییم که هیئت فلانی این‌طور است و به این شکل است، هیئت دیگری این‌طور است، هیئت دیگری این‌طور است یعنی مکعب است، هیئت دیگری این‌طور است فرض کنید که مستطیل است و یا سفید است، هیئت آن [شخص] سیاه است.

    1. . منظومه، ج 2، ص 433.
    2. . منظومه، ج 2، ص 433.
/ 260