اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۵

توضیحات:

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۵

12
  • تلمیذ: صحبت در خودمان است؛ این انتخاب غیر اصلحی که ما می‌کنیم بر چه اساسی است؟

  • استاد: آن دیگر براساس اختیار تکلیفی است یعنی ما غیر از آنها یک چیزی داریم. یک چیزی در ذاتمان هست که خودمان خبر نداریم و آن دارد تسبیح می‌کند؛ این انگشت و گوش و چشم من دارند [تسبیح] می‌کنند. یک حالت دیگر حالت نفس است که آن اختیار روی اختیار است؛ در واقع روی آن غیر از جنبۀ باطنی یک جنبۀ دیگر داریم یعنی آن جنبۀ باطن یعنی همان شمر که الآن دارد سر امام حسین علیه‌السّلام را می‌برد تسبیح خدا را می‌کند البته در مرحلۀ باطن دارد تسبیح می‌کند که دراین‌صورت بین شقی و سعید دیگر فرقی نیست چون او هم حصّه‌ای از وجود دارد. بله، اضافۀ بر آن، یک امر اختیاری تکلیفی دیگری هم در مقام نفسانیتش دارد که غیر از جنبۀ فاعل بالتّسخیر، فاعل بالإراده هم هست و به‌واسطۀ فاعل بالإراده بودن جنبۀ اختیار و تکلیف و اینها می‌آید، نه به‌جهت فاعل بالتّسخیر بودن.

  • انتخاب اصلح و غیر اصلح براساس نزدیکی و دوری با عوالم بالا

  • تلمیذ: همان فاعل بالإراده بودن چرا انتخاب غیر اصلح می‌کند؟!

  • استاد: لازمۀ اختیار این است؛ اگر دور باشد غیر اصلح را اختیار می‌کند اگر نزدیک باشد اصلح را انتخاب می‌کند اینها دیگر براساس دوری و نزدیکی با عوالم بالا است که چه علل و عواملی در این می‌تواند مؤثر واقع شود که کدام‌یک از این راه‌ها را انتخاب کند.

  • تلمیذ: در اینجا کدام فاعل بالتّسخیر قرار داده می‌شوند؟! این چاقویی که سر حضرت اسماعیل را نبریده است یا حضرت ابراهیم که فاعل هم بوده است؟!

  • استاد: حضرت ابراهیم می‌بینند اصلح این است که سرش را ببرد.

  • تلمیذ: این همان علم و قدرت و حیاتی نیست که مظهرش در حضرت ابراهیم علیه‌السّلام هست؟! یعنی او متوجه نمی‌شود؟!

  • تعارض ارادۀ اعضای بدن با نفس انسان

  • استاد: بله. بحث اختیار یک بحث دیگری است. نه‌خیر، نمی‌داند. چاقو می‌داند ولی او نمی‌داند. چاقو بر طبق شعوری که خدا برای او قرار داده است خبر دارد اما حضرت ابراهیم اطلاع بر این قضیه ندارد چون در عالم نفس است و از عالم علم و ارادۀ پروردگار اطلاع ندارد. باطن حضرت ابراهیم، دست حضرت ابراهیم، همه می‌دانند که الآن باید این کار را انجام بدهند آن‌وقت اینکه الآن می‌داند باید انجام بدهد از این چاقو خبر ندارد، آن چاقو هم از دست خبر ندارد، ـ این خیلی دقیق هست ایشان به نکتۀ خوبی اشاره کردند ـ هرکدام از اینها از دیگری خبر ندارند بلکه هرکدام دارند کار خودشان را انجام می‌دهند چون گفتیم که برای هرکدام پروندۀ خاصی است که از پروندۀ دیگری خبر ندارند مثلاً این پارچ استیل است و از این لیوان خبر ندارد این لیوان هم از این پارچ خبر ندارد این وظیفه‌اش را انجام می‌دهد؛ وظیفه‌اش این است که خودش را به ‌همین کیفیت نگه ‌دارد که وقتی آب در آن بریزند، استفاده کنند این هم وظیفه‌اش را انجام می‌دهد. اگر این لیوان یک ‌وقت به این نکته برسد که باید وظیفه‌اش را دیگر انجام ندهد، می‌بینید که یک‌دفعه می‌شکند. می‌گویید که چه شد؟! سنگ خورد؟! نه. شخصی می‌گفت که لیوان در دستم بود و داشتم از بالا به حیاط می‌آمدم یک‌دفعه صدای بوق ماشین آمد و لیوان در دست من پودر شد! درحالی‌که همان موقع اگر صدتا چیز دیگر هم باشد هیچ طوری نمی‌شود اما این باید این‌طور شود! اینها همه تحت اطاعت هستند. این الآن می‌داند که وظیفه‌اش این است که بترکد! لذا یک‌دفعه داغان می‌شود یااینکه من‌باب‌مثال حالا نمی‌گویم که ترکیدن دست این باشد یک‌دفعه آن ارادۀ خودش دیگر ازدست می‌رود و آن ارادۀ پروردگار می‌آید که خلاصه این را ازبین می‌برد. آن چاقو الآن می‌داند که نباید این را انجام بدهد دست می‌بیند که باید انجام بدهد اگر وظیفۀ دست هم مثل چاقو بود همین‌طور خشک می‌شد.

/ 0