اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۵

توضیحات:

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۵

11
  • تلمیذ: یعنی در مورد حضرت اسماعیل اصلح همان نبریدن بود و در مورد امام حسین اصلح بریدن می‌شود؟!

  • استاد: بله، بریدن است. اگر بریدن نیست پس چیست؟! کشتن امام حسین اصلح نبود؟! آیا فساد داشت؟ برای امام حسین کشته شدن بد بود؟! کمالش بود! چه کسی می‌گوید که بد بود؟! خیلی هم خوب بود اما برای حضرت اسماعیل این‌طور نبود اگر حضرت اسماعیل کشته می‌شد دیگر امام حسین به‌وجود نمی‌آمد.

  • تلمیذ: یعنی چاقو این‌قدر ادراک دارد که تا آنجا ...

  • استاد: بله آقا! بله آقا! مگر نداریم که تمام ذرات عالم برای امام حسین علیه‌السّلام گریه کردند ریگ‌های بیابان زیرشان خون بود1 اینها همان شعور است که حقیقت خودش را ظاهر کرده است و به این صورت درآورده است شعور این است. مگر نداریم وقتی‌که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌آمد به آن گداها و اینها نان می‌داد تمام در و دیوار با آن حضرت تسبیح می‌گفتند؟!2 غیر از اینکه آن حضور حضرت را ادراک کنند چه بود؟! مگه نداریم: ﴿وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾3 این مگر غیر از شعور است؟! وقتی‌ یک موجود غیر ذوی‌الشعور مثل ماشین کوکی تسبیح بگوید چه فایده‌ای دارد؟! چه فایده‌ای دارد که خدا منت سر ما بگذارد که احمق‌های بی‌شعور شما تسبیح نمی‌گویید ولی هر موجود و هر ذره‌ای دارد تسبیح من را می‌گوید؟! پس معلوم است که با اختیار، علم، قدرت، کُرنش و تواضع در مقابل عظمت مطلقه دارند این‌ کار را انجام می‌دهند.

  • مولانا می‌گوید:

  • ما سمیعیم و بصیریم و هوشیم***با شما نامحرمان ما خاموشیم4
  • ...

  • نطق آب و نطق خاک و نطق گل***هست محسوس حواس اهل دل5
  • آنهایی که چشمشان باز شده است می‌بینند که تمام عالم [شعور و تسبیح] دارند و برگشت همۀ اینها به‌ همین علم و حیات و قدرت است که دارند این را انجام می‌دهند موجودی که علم ندارد تسبیح هم ندارد، قدرت‌ ندارد تسبیح هم ندارد، حیات ندارد مرده است و تسبیح هم ندارد، پس برای تسبیح باید هرسه‌تا باشند؛ اگر قدرت و حیات داشته باشد ولی علم نداشته باشد نمی‌تواند به عظمت پروردگار پی‌ببرد اگر علم داشته باشد و نتواند حرف بزند باز نمی‌تواند، اگر حیات هم نداشته باشد که مرده‌ است ـ آنکه دیگر بهتر! ـ پس فقط کار ما از همه خراب‌تر است.

    1. . کامل الزّیارات، ص ١٦٠؛ مدینة المعاجز، ج ٤، ص ١٨٦.
    2. . روضة الشهداء، ج 1، ص 218؛ مطلع انوار، ج ‌12، ص 401:
      «در بعضى از تواريخ مذكور است هنگامى كه به ظهر كوفه مى‌رسند، در خرابه‌اى صداى ناله‌اى را مى‌شنوند، به سمت آن ناله حركت مى‌كنند مى‌بينند پيرمردى نابينا نشسته و دائماً گريه مى‌كند و با خود زمزمه مى‌كند: اى كسى كه هر شب به سراغ من مى‌آمدى و مرا مورد تلطّف و ترحّم خود قرار مى‌دادى، چه شده است كه از من روى برگرداندى و ديگر به سراغ من نمى‌آيى؟!
      امام مجتبى عليه‌السّلام مى‌فرمايند: اى پيرمرد چه مى‌گويى؟
      مى‌گويد: من هر شب در اينجا منتظر كسى بودم، مى‌آمد و براى من نان و خرما مى‌آورد و از احوال من تفقد مى‌نمود.
      به او مى‌گويند: آيا آثار و خصوصياتى از او سراغ دارى؟
      عرضه مى‌دارد: خصوصيات او اين بود كه هر وقت پا به اين مكان مى‌گذاشت، من از تمام در و ديوار و ذرات و سنگ‌ريزه‌هايى كه در اينجا بود صداى تسبيح و تقديس مى‌شنيدم و همراه با او به تسبيح و تقديس مشغول مى‌شدم.
      امام مجتبى عليه‌السّلام او را تسلّى و تسليت داد و فرمود كه: اى پيرمرد او پدر ما بود كه سه شب قبل به دست تيغ ظلم دار فانى را وداع گفت.»
      جهت اطلاع بیشتر پیرامون تسبیح موجودات به شرح فصوص الحکم (قیصری)، ص ٥٠٩ رجوع شود.
    3. . سوره إسراء (17) آیه 44. افق وحى، ص 48:
      «هر چه در عالم وجود تعيّن مى‌يابد به لحاظ همان شعور و ادراك و علم درونى خود، تسبيح و حمد پروردگار را مى‌نمايد ولى چه سود كه شما از حقيقت و كنه اين مسئله بى‌اطّلاع و جاهليد.»
    4. . مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 37ـ حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمان‌هاش پیچید و آورد به بغداد.
    5. . مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 150ـ مرتد شدن کاتب وحی به‌سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محلّ وحی‌ام.
/