جلسه ۱۳۵
توضیحات:
48. غرر في دفع شكوك عن الغاية
جلسه ۱۳۵
10بنابراین در برهانِ اوّل اثبات شعور برای خود موجودات نمیشود ولی آنها فاعل بالتّسخیر برای یک علةالعلل هستند ولی در برهان دوم ما خودمان اثبات شعور و اختیار برای ذات موجودات کردیم.
این ماحصل بحث غایت و علت غایی برای تمام اشیاء است بنابراین تمام حوادثی که در این عالم انجام میشوند با اختیار و مشیت خودشان یک هدفی را تعقیب میکنند و علم به خودشان دارند و علم به مسیری دارند که برای آنها تعیین شده است و با علم و قدرت ـ چون قدرت دارند ـ آن مسیر را انتخاب میکنند. این راجع به این قضیه بود. یکی دو مسئلۀ دیگر هم بهدنبال این قضیه هست که إنشاءالله برای جلسۀ بعد باشد.
تلمیذ: لازمۀ علم و قدرت و حیات، اختیار است درحالیکه در کل حوادثی که ما ذویالشعور تلقّی میکنیم میبینیم که اختیاری در آنها نیست.
استاد: چرا نیست؟!
تلمیذ: یعنی الآن میتوانند تخلّف کنند؟!
استاد: بله، اگر ارادۀ پروردگار بیاید تخلّف میکنند!
تلمیذ: آنوقت اگر ما اختیار را اثبات کنیم لزوم آن وجود تکلیف است.
استاد: خیر، صحبت تکلیف نیست صحبت این است که یک موجودی راه اصلح را انتخاب میکند چون میداند که این اصلح است نه از باب تکلیف؛ در واقع چون در اینجا علم دارد که مشیت پروردگار این است اصلاً غیر از این را انتخاب نمیکند. آن بحثی که راجعبه تکلیف ملائکه بیان کردهام ـ البته مجمل بود ـ را مطالعه کردهاید؟! ملائکه مختار هستند ولی همیشه اصلح را اختیار میکنند نهاینکه ملائکه مضطر و مجبور باشند. ﴿لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾1 این در آنجا بحث شد که لازمۀ اختیار و اراده، انتخاب غیر اصلح نیست.
تلمیذ: آنوقت در انسان چطور است؟!
استاد: بله، آنوقت از اینجا میرسیم به اینکه انسان کامل به مرحلهای میرسد که دیگر اصلاً غیر اصلح را نمیتواند انتخاب کند؛ اصلح را اختیار میکند، انتخاب میکند و میتواند یعنی در قدرتش هست ولی هیچوقت انجام نمیدهد چون مصلحت فعلی برای او تمام است اصلاً بههیچوجه بهطرف آن نمیرود. مثل اینکه شما [دست خود را در کورۀ آتش فرو نمیبرید آیا شده که در] اینجا دستتان را بگیرید هیچوقت این کار را میکنید. چرا؟ چون اختیار دارید انجام بدهید یا ندهید و چون در اینجا علم فعلی و وجدانی به مفسده دارید اصلاً بهطرف مفسده حرکت نمیکنید این منافاتی با اختیار شما ندارد اینها هم همینطور هستند چون آنها علم فعلی و وجدانی با خیر محض دارند لذا اصلاً جز خیر محض از آنها متمشی نمیشود نهاینکه نتوانند، نتوانستن با نخواستن فرق میکند دو مسئله است نمیخواهند اما نهاینکه نمیتوانند؛ هیچوقت آنها نمیخواهند. این موجودات هم همینطور هستند، موجودات در مسیر فعلی خودشان آن غایتی که خدا برای آنها درنظر گرفته است را تعقیب میکنند یعنی آن کاردی که الآن دارد میبُرد چون میداند که الآن امر آمده است که ببُر من دارم میبُرم و این امر بریدن را از باب فعل خدا بهحساب میآورد و آن غایت برای این میشود و باعث کمال میشود برای همینکه این را انجام داده است. باعث کمال خودش هست حالا چه نحو کمالی است ما نمیدانیم ولی آن فعل و غایت فاعل را متوجه هست که الآن دارد انجام میدهد مثلاً این چاقو الآن میداند که الآن دارد سر امام حسین علیهالسّلام را میبرد. میداند که دارد خیار پوست میکند لذا اگر شخصی از او سؤال کند میگوید: من الآن میدانم که سر امام حسین علیهالسّلام را دارم میبرم، من الآن میدانم که این خیار را دارم پوست میکنم، من الآن میدانم که دارم سر این گوسفند را میبرم.
- . سوره تحریم (66) آیه 6. معاد شناسى، ج 3، ص 138:
«فرشتگان سختدل و باشدتى كه هيچگاه مخالفت و عصيان امر پروردگار را نكنند و به هرچه امر شوند بهجاى مىآورند گماشته است.»
- . سوره تحریم (66) آیه 6. معاد شناسى، ج 3، ص 138:

