جلسه ۱۳۰
توضیحات:
47. غرر في البحث عن الغاية
جلسه ۱۳۰
9پس صورتها دائماً در حال تغییر هستند صورتی که در بالا هست در پایین نیست صورتی که در پایین هست در بالا نیست. بله، ممکن است یک نفس در عین اینکه در یک صورتی هست صور دیگر را به خود بگیرد و ممکن است یک نفس صور را به خود نگیرد مثلاً نفس شقی وقتی از شقاوت خارج میشود صورتش هم عوض میشود همینطور آن نفس رحمانی وقتی شقی میشود صورت رحمانیاش عوض میشود و دیگر آن صورت رحمانی را ندارد، شقی میشود. این صورتهای متفاوت بهخاطر بُعد و قربی است که نفس نسبت به آن تجرد باطنی خودش پیدا میکند این صورتها تفاوت پیدا میکنند. حالا وقتی که اینطور شد:
لَاجَرَمَ بِأمرِها کُلُّ القُویٰ قَد سُخِّرَتْ. فَکانَتِ القُویٰ بِالنِّسبةِ إلی قَاهریةِ النَّفسِ عَلیها فَاعلاتٌ بِالتَّسخیر.1
لاجرم تمام قوا تسخیر نفس میشوند؛ قوا نسبت به قاهریت نفس بر آن قوا، فاعل به تسخیر هستند.
چون نفس بر آنها قاهر است و آنها را در اختیار خودش میگیرد.
تَبیینٌ:
یَتَبَیَّنُ بِه اصطلاحُ الإلهیین بِما هُم إلهیّون فی إطلاقِ الفاعلِ عَنِ اصْطلاحِ الطبیعیین فِیه.
مُعطِی الوجودِ بِإخراجِ الشَّیءِ عنِ اللَّیسِ إلی الأیسِ مَاهیةً و وجوداً و مادةً و صورةً فی العلمِ الإلهی فاعل. و لکنْ مُعطِی التَحرُّک الحَکیم الطبیعی قَائلٌ بِأنَّه فاعلٌ. فَهُم یُطلِقونَ الفاعلَ عَلی الذی لمْ یُوجِد مادةَ الشَّیءِ و لا صُورتَه بَلْ إنَّما حَرَّکَ مَادةً مُوجودةً مِن حالٍ إلی حالٍ. و الإلهیون کَثیراًما یُطلِقونَ الفاعلَ عَلی هذا مثلُ ما یَقولون النَّجار فاعلٌ لِلسَّریرِ و النَّارُ لِلإحراقِ لکنْ لا بِما هُم إلهیون.2
«تبیین: [شرحی میآوریم که] روشن میشود اصطلاح الهیّون بما هم الهیون، در اطلاق فاعل و از اصطلاح طبیعیون [جدا میشود]. کسی که وجود را میدهد به اینکه شیئی را از لیسیت به ایسِیّت خارج میکند، هم ماهیت به او میدهد و هم وجود به او میدهد، هم ماده به او میدهد و هم صورت به او میدهد، کسی که وجود را اعطا میکند و به یک ماهیت وجود میدهد و ماهیت را هم به تبع وجود موجود میکند، در علم الهی به آن فاعل میگویند» مانند خداوند متعال. «ولکن حکیم طبیعی به کسی که ایجاد حرکت کند، فاعل میگوید».
- . منظومه، ج 2، ص 418.
- . همان.

