جلسه ۱۲۸
توضیحات:
46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية
جلسه ۱۲۸
8بنابراین این صورت نمیتواند در عقل باشد، شما میگویید که این صورت در خود قوۀ واهمه است، میگوییم که بسیارخوب! این صورت که در قوۀ واهمه هست از کجا آمد؟! از خانۀ خالهاش در قوۀ واهمه آمد یا نفس این را درست کرده است؟! نفس این قوۀ واهمه را بهکار گرفته و یک صورت در این قوۀ واهمه درست کرده است چون همۀ اینها کار نفس است، ـ ما نقل کلام میکنیم ـ یعنی نفس اوّل باید به این قوۀ واهمه اطلاع پیدا کند بعد صورت بسازد و آن صورت را [باقی] بگذارد [تا] در قوۀ واهمه بماند، این اطلاعی که میخواهد بر قوۀ واهمه پیدا کند آیا علم به این قوۀ واهمه هست یا نه؟ اگر این علم به قوۀ واهمه است پس دوباره نقل کلام در آن میکنیم؛ یا کلی است یا جزئی، اگر کلی باشد در عقل است، اگر جزئی باشد چه آلتی را بهکار بُرد که این علم حصولی برای او پیدا شد؟! اگر شما بگویید که یک قوۀ واهمه دیگر است ما در آن نقل کلام میکنیم و هَلمَّ جرَّا و تسلسل پیدا میشود بنابراین این صورت در قوۀ واهمه هم نمیتواند باشد. اگر در آلات دیگر هم باشد، آنهم مثل همین است یعنی اگر در قوۀ واهمه نبود دیگر در آلاتِ دیگر معنا ندارد.
بعد ایشان در اینجا یک مطلب دارند که علاوه بر این، قوۀ واهمه و قوۀ متخیّله جنبۀ جسمانی دارند و نمیشود یک صورت جنبۀ جسمانی داشته باشد، همیشه صورت چه جزئی و چه کلی مجرد است وقتی که مجرد شد بنابراین نمیشود که این صورت در جسم وجود داشته باشد، خود صورت تجرد دارد.
بله، اشیاء خارجی که در خارج هستند جسم و ماده هستند ولی ادراک شما از آن شیء خارجی مجرد است و دیگر آن ادراک، جسم نخواهد بود مثلاً آن بویی که از یک گل تراوش پیدا میکند خارجی است و جسم است ولی ادراک شما بر اینکه این گل این بو را دارد، مجرد میشود. بهطورکلی صور مجرد هستند و در بحث نفس میگوییم: تمام علومی که در نفس هست، خود آن علم، مجرد است.

