اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية

جلسه ۱۲۸

توضیحات:

46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۲۸

13
  • «حالا نفس فاعل بالتجلی است، از آنجایی ‌که نفس بسیط است جامع جمیع شئون و قوای خودش هست»، وقتی که بسیط است یعنی حد ندارد. تمام شئون و قوای خودش را در خودش جمع کرده است. «از علم به ذاتش، علم پیدا می‌کند به جمیع قوا به یک وجود واحد بسیط»؛ وقتی که علم به ذات دارد علم به جمیع قوا دارد، «یک علمی که مقدّم بر وجودات متکثر است» و علت برای وجودات متکثر است، ـ علیٰ به این برمی‌گردد ـ «بر علم نفس به این قوا به عین وجودات فعلیه» یعنی علم نفس به اینها، دیگر مقدّم می‌شود به علم نفس بر خود این وجودات متأخّره که فعلی هستند. پس علم نفس به این قوا «علم بالتجلی» می‌شود.

  • و إن لَم یکنْ لهَا العلمُ بذلکَ و بتَوَهمٍ لِسِقطةٍ حال کونِ المتوهِمِ علی جذعٍ عال عنایةُ سقوطٍ فُعِلاً ـ بِالبناء لِلمفعولِ ـ فإنَّ هذا العلمَ التوهمی بِمجردهِ و محضِ تَخیُّلِ السُّقوط بلا رویةٍ و تصدیقٍ بغایةٍ منشأٌ للفعلِ الذی هو السُّقوط.1

  • «اگرچه علم به علم ندارد»، تمام این علم‌ها حضوری هستند، نه حصولی. علم به علم ندارد بلکه نفس این علم و نفس این اطلاع نفس بر این قوا عبارت است از حضور این قوا در نزد اینها درحالی‌که این علم نفس به ذات بر علم نفس به این قوا مقدّم است. حالا این مربوط به علم نفس به این قوا شد که علم نفس به این قوا فاعل بالتجلی است و همین‌طور می‌رود و می‌گوید که فاعل بالتجلّی است و همین‌طور علم نفس به صور فاعل بالتجلّی است.

  • «و به‌واسطۀ توهم برای سقوط درحالی‌که آن شخص متوهم است که بر شاخۀ بلندی است به‌واسطۀ توهم، عنایت سقوط انجام می‌شود» یعنی نحوۀ سقوط انجام می‌شود که این را فاعل بالعنایه می‌گویند یعنی فاعل بالعنایه در اینجا به‌واسطۀ توهم برای سقوط متحقق می‌شود، «”فُعِلاً“ را به معنای مفعول بخوانیم»، «این علم توهمی به مجردش یعنی به‌محض تخیّل سقوط پیدا شد، بدون اینکه اعمالی کند و تصدیق به یک غایت کند» که الآن من که نگاه می‌کنم، می‌افتم یا اینکه ببینم که آیا افتادن صلاح است یا نیفتادن صلاح است؟ کدام یک بهتر است؟ بدون اینکه این غایات را درنظر بیاورد و آن را در ذهن خودش اعمال کند، «منشأ است برای فعلی که سقوط است».

    1. . منظومه، ج 2، ص 416 و 417.
/