جلسه ۱۲۶
توضیحات:
الفريدة السابعة في العلة و المعلول 44. غرر في التعريف و التقسيم
جلسه ۱۲۶
17«یااینکه نه (این دیگر از همهاش عالیتر است) علمش به ذاتش عبارت از عین ذات است یعنی جدای ذات چیزی نیست علم به ذاتش که عین ذات فاعل است و این عبارت از همان علم اجمالی به فعل است که در فاعل بالرضا میگفتیم، اضافۀ بر آن در عین کشف تفصیلی است و به این عنایه بالمعنی الأعم میگویند» یعنی در عین اینکه علم به ذات دارد، اعمال خودش را هم در جلوی چشم خودش حاضر میبیند. الآن ذات پروردگار در عین اینکه علم به ذات دارد و تمام این افعال در ذات بهنحو اجمال هست، درعینحال تمام این ظهورات را در جلوی چشم خودش میبیند و مشاهده میکند.
شما علم به ذات دارید؛ علم به خودتان دارید، علم به عوارض ذات هم دارید یعنی وقتی که شما علم به ذات دارید اگر بخواهید خوب لای صندوق و نامهها را نگاه کنید میبینید که میتوانید یک کارهایی با این ذات خودتان میتوانید انجام دهید؛ فکر کنید تعقل کنید بخندید غضب کنید و کارهای دیگر انجام بدهید. اینکه من علم به ذات دارم، اعمال و رفتار خودم را بهنحو اجمال در ذات میبینم. شما یک محفوظاتی دارید مثلاً اگر از شما بپرسند که آیا اشعار زیاد حفظ هستید؟ میگویید که بله من یک اشعاری حفظ هستم. آیا تکتک آن اشعار را الآن در ذهن آوردهاید و این حرف را زدهاید یا نه؟! نه، بالإجمال گفتید که بله من هزار بیت شعر حفظ هستم. اینکه بالإجمال گفتید، از کجا پیدا کردهاید؟! از کدام صندوق آوردهاید؟! شما یک نگاه به ذات خودتان کردید و دیدید که در این ذات چیزهایی هم مخفی شده است و این هم همان اشعار است ولی تفصیل نیست. خُب ادعای بیدلیل که نمیشود، این گوی و این میدان؛ شما شروع میکنید اشعار را میخوانید. این کشف تفصیلی میشود؛ در کشف تفصیلی دیگر اجمال نیست.
پس ما دو مقام داریم:

