
جلسه ۱۲۵
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
توضیحات:
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
19در عقرب هم که گفتیم: قابلیت جنسی است. «حالا اگر قبول اختصاص به شخص داشته باشد و نوع و جنس در آنچه که در وقت است معتبر نباشد و قبول در غیر وقت هم معتبر نباشد به آن تقابل عدم و ملکه مشهوری میگویند. این نسبت به مشهور داده شده است».
ثمَّ ذکرنا وَجهَ تَسمیتِه بِالمشهوری فِإنَّه المعروفٌ عِندَ النَّاس لا المَعنیٰ الأوّلِ فَإنَّه شَیءٌ یَعرِفُهُ الخواصُ و التَعمیمُ عَنهم.1
«وجه تسمیه به مشهوری این است که این معروف پیش مردم هست نه آن معنای اوّلی» که بهحسب نوع و بهحسب جنس آن را میگویند. آن اختصاص به اهل فن و اهل منطق و حکمت دارد. «این شیئی است که خواص آن را میشناسند» ولی آن را که مردم میدانند همین عدم و ملکهای است که به یک شخصی اختصاص دارد یا ندارد مثل عالم و جاهل، سرمایهداری که سرمایهاش را ازدست میدهد، پولش را ازدست میدهد اینها تقابل عدم و ملکهای است که نسبت به خود اشخاص باهم سنجیده میشود مثل کسی که پا دارد ولی پایش را در تصادف و امثالذلک ازدست میدهد.
و هو اصْطلاحُ قَاطیغوریاس یَعنی أنَّ المَنطقیین فی مَبحثِ المَقولاتِ العَشرِ اِصطَلَحوا علیه تَسهیلاً لِلمُتِعَلِّمِین. و مَا أیْ تَقابلُ وُجودیٍ و عَدمیٍ القَبولُ فیه لیس یُعتَبر فهو بِالسَّلبِ و الإیجابِ عَنهم اِشتَهَر.2
این اصطلاح قاطیغوریاس است یعنی منطقیون اصطلاح آن را کردهاند و گفتهاند این تقابل عدم و ملکه مشهوری است در مقابل آن حقیقی که آن برای تقابل عدم و ملکه در نوع و جنس است بهخاطر اینکه متعلّمین راحتتر باشند.
تقابل وجودی و عدمیای که در آن قبول معتبر نیست، آن را سلب و ایجاب بهحساب بیاور.
مثل قیام و عدم قیام نسبت به زید که قبول یا عدم قبول را در آن لحاظ نکردهایم. اینهم بحث تقابل بود که اگر آن را نمیخواندیم هم مهم نبود.
اللهم صلّ علی محمد و آل محمد
- . منظومه، ج 2، ص 401.
- . منظومه، ج 2، ص 401 و 402.
